
فیلم بهار تابستان پاییز زمستان و بهار که از سینما ماورا پخش شد خیلی جالب و جذاب بود من که هیچ علاقه ای به فیلم های اسیای شرقی ندارم چون بنظرم می اومد که فیلم های اسیای دور با دیالوگهای کمشان خیلی اعصاب خورد کن است
ولی نمی دانم خود به خود وقتی اول این فیلم را دیدم محو ان مرداب و جنگل و منظره طبیعی ان شدم و نشستم ببینم تا خوب از کار در بیاید و خوبم بود انصافا فیلم تفکری و حوصله داری بود و فکر می کنم که بازهم پخش مجدد شود چون فوق العاده جذاب بود با اینکه دیالوگهایش خیلی خیلی کم بود و اصلا صحبت و گفتگویی نبود ولی فیلمی پر از نماد و نشانه بود
این فیلم که توسط kim ki _duk کار گردانی شده و در قسمتی از فیلم هم بازیگری ان را بر عهده دارد فیلمی هنری است که توسط کره جنوبی به همراهی المان و حمایت شرکت سونی تهیه شده است .
این فیلم که مسلما از طرف عامه مردم کره چندان محبوبیتی نداشت اما در جشنواره های کن و برلین از نظر منتقدین فیلمی پر از تامل به حساب می اید. یکی از ویژگی های جالب فیم حیوانات فیلم است حیواناتی چون سگ ، گربه ، ماهی ، قورباغه ، خروس ، مار و لاک پشت در این فیلم حضور دارند که هرکدام بایستی در فرهنگ بودا باید دارای مفهومی خاص باشند
داستان فیلم spring summer fall winter...and spring داستان یک راهبه است که پسری را که در معبدی معلق در مرداب است را تربیت کند روش های تربیتی راهبه خیلی جالب است . این فیلم که در پنج فصل اپیزودیک مفصل شده اند به همراه پنج مرحله از بزرگ شدن و تکامل این پسر همراه است پنج فصلی که متداوم نیستند و بینشان چند سالی فاصله افتاده.
یک صحنه از فیلم تکان دهنده بود . انجایی که کودک می فهمد مار بر اساس عمل کودکانه و تفریحانه خود کشته شده زار زار گریه می کند و واقعا هم از ته دل گریه می کند. یک مورد جالب در مورد حیوانات این بود که وقتی پسر به دنبال دختر از معبد خارج می شود با خروس از معبد خارج می شود و وقتی فصل پاییز می رسد راهبه با گربه از شهر به سمت معبد می رود . وقتی پسر در پاییز بر می گردد چاقوی خونی اش را مدام بر تخته ایوان می کوبد در حالی که خود پسر می گوید او مرا ترک کرد و سراغ عشق خودش رفت این در حالی بود که پیرمرد در اول اپیزود پاییز روزنامه را بازمی کند و می خواند جوان 30 ساله پس از همسرش گریخت . به قول دکتر بلخاری اینجا یکی از موارد متضاد فیلم است هرچند اقای بلخاری اینجا اشاره کرد که ان دختر را در قلب خود کشت و مصداق عینی ندارد گفتم بلخاری یادم رفت که بگم یک مورد جالب که ایشان در موردفیلم اظهار کردند این بود که انجایی که پیرمرد چیزی را روی سنگی می نویسد و بعد از لحظاتی پاک می شود انجا به این مورد اشاره شده که عشق با شهوت گذرا ست و زود از بین می رود ( این لحظه نوشتن راهبه همزمان بود با رفتن دختر به همراه پسر به جنگل)
اد کم دیالوگ ، تعداد کم ادمها در این فیلم و سکوت فیلم از موارد بسزا بودن این فیلم است یک مورد جالب انست که در این فیلم ساکت و ارام و ارامش بخش سه مورد فوت یا قتل در داستان همراه می شود که خیلی جالب است در فیلمی که اینگونه یواش است خودکشی قتل و فوت اتفاق می افتد شاید کارگردان خواسته این را بفهماند که احتیاجی نیست وقتی در داستانی قتل و فوتی اتفاق می افتد شلوغش کنیم و ان را فدای داستان خود کنیم
این فیلم را اگر توانستید حتما از کلوب بگیری و تماشا کنید چون سینما ماوراء به خاطر محدودیت ها نتوانست کامل نشان دهد و سانسوری هایی در بخش تنهایی های ان پسر و دختر بیمار وجود داشت



Ryan Gosling