تبليغاتX
ghajarboys

ghajarboys

مطلبی که از نظرتان می گذرد در روز سه شنبه ۲۸ اذر در روزنامه جام جم ویژه نسل ۳ به چاپ رسید امیدوارم این مطلبم که طنز الود است جالب باشد

مصاحبه با کارت زرد فوتبال ایران و چین دربازیهای اسیایی:

مصاحبه این هفته اختصاص دارد به گفتگو با کارت زرد دیدار فوتبال دو تیم ایران و چین در بازهای اسیایی.

با توجه به اینکه کارت زرد 11 بار از جیب داور این بازی بیرون امد و یکبار هم کارت قرمز مناسب دیدیم تا گفتگویی با این کارت زرد داشته باشیم.

م: جناب کارت زرد شما با 11 بار بیرون امدن از جیب داور به سوی بازکنان دو تیم فکر نمی کنید که زیاد خرج شدید؟

ک: نه بنظرم بازی که خشن است باید از من زیاد استفاده شود کما اینکه داور هم نقش اصلی را دارد

م: اصولا چه رابطه ای بین شما و داور وجود دارد؟

ک: ببینید رابطه من و پسر عموم ( کارت قرمز) با داور رابطه ارباب و برده ایی است

م: چطور؟

ک: ببینید ما در جیب داور هستیم و اسیر دستان او و هرچه او بگوید همان است

م: بگذریم شما فکر نمی کنید که با نشان دادن شما به بایکنان، این بازی از زیبایی افتاد و خشن شد؟ چون یک بازیکن اخراجی هم داشت.

ک: اخراجی ها به من ربطی نداره اینو باید از پسر عموم بپرسید مگر انکه به یک نفر دو بار نشان داده شوم در ثانی من مثل شما فکر نمی کنم

م: در چه مورد؟

ک: بازی خشن انواع مختلف دارد یک سری بازیها اصولا خشن هستند مثل دربی ها

م: فینال ها چطور؟

ک: نه در فینال همه محتاطند. یک سری از بازیها که خشن هستند را باید جلوی خشونت بازیکن را گرفت انهم با نمایش من ممکن می شود در ضمن چه کسی گفته که با نمایش دادن من بازی زیبا نمی شود؟

م: خوب وقتی در بازیی سوت های داور، خطاها و کارتها زیاد باشد ان فوتبال که دیگر سرعت نداردو زیبا هم نمی شود.

ک: نه ببینید بطور مثال همین بازی پرتغال هلند رو دیدید انصافا من به عنوان یک کارت زرد قطری کیف کردم که همکار المانی من خودشو زیاد نشان داد و باعث شد که بهترین بازی جام جهانی المان بشود.

م: دقیقا در ان بازی چند کارت نشان داده شد؟

ک: 16 کارت زرد و 3 تا کارت قرمز. البته این پسر عموهامون یکم زیاده روی کردند

م: ظاهرا شما با کارتهای قرمز رابطه خوبی ندارید؟

ک: اصولا از لحاظ ژنتیکی اونها عصبانی هستند اما با هم رابطه داریم در واقع همون قانون دو کارت زرد برابر یک کارت قرمز دلیل بر این مدعا است

م: یک سری از جراید عنوان کردند که شما خواستید مثل بازی پرتغال و هلند زیاد نمایش داده بشوید به بازیکنان ؟

ک: من تکذیب نمی کنم هدفم این بود که این بازی قشنگ شود کما اینکه مربی ایران هم به این مطلب اذعان کرد من فقط 5 تا کارت فاصله داشتم تا به 16 تا برسم حیف شد!

م: شما در این بازی دو با به دروازهبانان ایران و چین نشان داده شدید نظرتون چیه؟

ک: بله از این موضوع خوشحالم چون مسئله بی سابقه ای بود البته باید بگم که یکبار هم به دروازه بان ذخیره ایرانی نشان داده شدم که در واقع می شود سه بار.

م: فکر می کنید چه کسانی در این بازیها خوراک شما  هستند؟

ک: همه، من فکر می کنم چون همه بازیکنان این بازیها امید و جوان هستند بنا براین بی تجربه هم هستند

م: نظرتون راجع به اینده همکارانتون در ایران چیست؟

ک: بنده وضعیت کارت دهی در فوتبال ایران رو خوب می بینم از وقتی که قانون 3 کارته امد بازکنان بیشتر جرات و جسارت پیدا کردند و به نسبت بیشتر کارت می گیرند.

م: نظر کلی تون رو راجع به این مسابقه بیان کنید؟

ک: متاسفانه چند جا من نشون داده نشدم که می خوام از طریق این رسانه اعتراض خود را بیان کنم

م: خواهش می کنم! بفرمایید

ک: اونجایی که مهاجم شما بازیکن حریف رو تحقیر کرد، اونجایی که دروازه بان چینی در پنالتی ها توپ به خودش  خورد و رفت تو گل

م: خوب مگه چی شد؟

ک: بلند شد خوشحالی کرد فکر می کرد که داور کور است و ندیده گل شده یه جور فریبه دیگه

م: دیگه؟

ک: دیگه سلامتی کارتهای زرد

م: از اینکه در این مصاحبه شرکت کردید متشکرم

ک: من هم از اینکه تونستم دغدغه همکارانم رو ( بازی زیبا بوسیله کارتهای زرد فراوان) و مشکلات جامعه خودمون رو بیان کنم خوشحالم.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 22:48  توسط مجتبی امین محمد  | 

یه معلم زبان جالب دارم که اصلا کاری با کتاب های خارج از کتاب موسسه زبان ندارد تو کار کتاب تمریم هم نیست کاری به اینکه نوار بگذارد و ما بخوانیم و تکرار کنیم و جای خالی پر کنیم هم ندارد معتقده که نوار گذاشتن و تکرار کردن را در خانه هم می شود دانش اموز انجام بدهد و همچنین جای خالی تمارین کتاب را پر کردن.

این معلم زبان ما که تحصیلاتش تو امریکا بوده معتقده که بیشتر بایستی گفتگو کرد همیشه میگه اگر در خارج بودید سه سوته زبان را یاد می گرفتید چون هم listening ادم قوی می شه و هم، چون همراه گفتگو است به سرعت انگلیسی را می شود فرا گرفت.

از قضا این اولین جلسه در ترم جدید که سر کلاس رفتم متوجه یه مورد وحشتناک شدم و اونم این بود که دیدم همگی بچه های کلاس که حدود 7 نفر بودند دختر تشریف داشتند از دانشجوی 20 ساله تا 26 ساله.

به این معلمه گفتم خدا کنه که یه چند تا پسر بیان اینجوری خیلی وحشتناکه اونم گفت اتفاقا خیلی هم خوبه چون موجب می شه جلوی اینا سوتی ندی

حالا شاید تو دلت بگی بابا یارو داره خالی می بنده و افه می ادو... ولی خدایش ترم قبلی هم اینجوری بودم چون جنس مخالفی همه زوم می کنن روت تا چه جوری حرف می زنی بلدی بلد نیستی و...

مورد جالبی که مرا ترغیب کرد تا این پست را بنگارم این بود که اصلا اقا معلم در اولین جلسه هیچ کاری به کتاب نداشت و گذاشت که بچه ها با هم اشنا بشن و حرف بزنن

یه دختره اومد و معلم گفت چطوری گفتangry   هستم معلم گفت چرا؟ گفت با بابا و مادرم و دوستام دعوا کردم و...

اینم بهانه ای شد تا دخترای کلاس از محدودیت های خود گله کنن و خصوصا روی controlling والدینشان واکنش نشان دهند و ابزار تاسف کنند هیچی دیگه خلاصه همون قصه دوران سرکشی جوانان و محدودیت والدین بالخص روی دختران ایرانی موضوع کلاس شد تا همه اظهار نظر کنن. خیلی باهال بود من که...

این مطلبم که در ادامه مطلب می بینید روز دوشنبه طبق معمول در روزنامه اعتماد در صفحه ماتریکس به چاپ رسید با عنوان کدام دوربین را برای کدام موقعیت بخریم؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 11:48  توسط مجتبی امین محمد  | 

 

 

قبلا گفته بودم که چندی است به مباحث میکروبیولوژی علاقمند شده ام سعی کردم تا دراینجا فهم ساده ای از میکرب شناسی را منعکس کنم نویسندگی این نوشتار را خانم زهرا دانشور( دارای مدرک کارشناسی) از رشته بیولوژی دانشگاه شیراز به عهده گرفتند که همین جا از ایشان متشکریم. 

میکروب شناسی دانشی است که به گونه ای بنیادین با مطالعه میکروارگانیسم ها و ویروسها در پیوند است. دو گانگی بین زیستوران و ویروس در این است که ویروسها ویژگی های سلولی از خود نشان نمی دهند. وماهیت ویروسها از دیدگاه تولید مثل صد درصد به وجود سلول زنده وابسته است. منظورازمیکروارگانیسم تک سلولی باکتریها و مخمرها و جلبک های سبز- آبی و تک یاخته هاست. میکروب شناسی دارای شاخه های تخصصی است که هر یک از آنها به


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 23:7  توسط مجتبی امین محمد  | 

نمردیم و اهنگ دجی علی گیدور و ارش را از تلویزیون ایران شنیدیم.

در حالی که علیرضا حیدری در کشتی فینال بازیهای اسیایی پیروز شد و صاحب مدال طلا شد در سالن این مسابقات اهنگ ما بچه های ایرانیم را که ارش و دجی علی برای جام جهانی فوتبال 2006 ایران خوانده بودند پخش شد و گزارشگر این کشتی هم گفت بله خوب اهنگ ما بچه های ایرانیم رو هم مسئولین سالن  پخش کردند.

بعد از لحظاتی که مجری اینچنین گفت ارتباط با دوحه بر هم خورد.

با گرفتن 3 مدال طلا، کشتی ایران در یک شب  بازهم ابروی کاروان ورزشی ایران را در بازیهای اسیایی خرید همه ما ایرانیان امیدواریم که دیگر کشتی گیران هم، مدال طلا بگیرند.

الان که این پست را می نویسم جاسم ویشکاهی از کاراته دومین مدال طلای  کاراته ودهمین مدال کاروان ورزشی ایران را گرفت تا ایران مدال های طلایش دورقمی شود.

امشب با تصاحب 5 مدال از این دو رشته ایران از مقام چهاردهم به مقام عالی ششم رسید.

این هم مطلب چاپ شده ام در روز پنجشنبه ۲۳ اذر در روزنامه اعتماد با عنوانN۹۱ در میان برترین تلفن های همراه ۲۰۰۶ که در ادامه مطلب قرار دادم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 22:38  توسط مجتبی امین محمد  | 

طبق روال دوشنبه ها و پنجشنبه ها که مطالب کوتاهم در صفحه ماتریکس روزنامه اعتماد به چاپ می رسد این دوشنبه 20 اذر هم مطلبم به عنوان راهنمای خرید چاپ شد که از منظر شما می گذرد.

چاپگرهای  hp در یک نگاه:

خیلی از مردم بر این باورند که عکس هایی که در البوم های خانگی قرار دارند مشاهده ان عکس ها  بیشتر برای انها لذت بخش بوده تا اینکه عکس های دیجیتالی را در رایانه شخصی خود نگاه کنند.

برای این منظور و تحقق اینکه بتوانید عکس های دیجیتالی خود را لمس کنید و در البوم خانگی خود قرار دهید بهترین و کم خرج ترین روش مورد نظر خرید یک چاپگر خواهد بود.

در این نوشتار کوتاه به معرفی چاپگر های hp  خواهیم پرداخت.

Hp photosmart 7260 چاپگر مناسبی برای


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 11:15  توسط مجتبی امین محمد  | 

یه مدتی بود که این وبلاگ دچار رکود شده بود و به اصطلاح یه نمور تکراری شده بود تصمیم گرفتیم که یه ترمیمی انجام بدهیم و یه موضوعات دیگری را به وبلاگ اضافه کنیم موضوعاتی چون فیلم، طنز، کتاب و در اخر روزنامه موضوعاتی بود که طی یکماه به موضوعات وبلاگ اضافه کردم در مورد روزنامه بایستی گفت که انشاالله اگر مشکلی پیش نیاید روزهای دوشنبه و پنجشنبه هر هفته در روزنامه اعتماد صفحه ماتریکس بخشی را می نویسم به عنوان راهنمای خرید. بنابراین این در هر روزی که چاپ شد در وبلاگ هم قرار

 می دهم.

یک موضوع دیگر که تازگیها علاقمند شده ام میکروبیولوژی است چند وقتی است که مطالب میکرب شناسی و ...  برایم جالب شده است در این مورد هم به کمک یکی از دانشجویان کارشناسی رشته بیولوژی سعی

 می کنم تا فهم ساده ای از این مباحث را از ایشان طلب کنم تا میکروبیولوژی را به زبانی ساده و قابل فهم در این وبلاگ هرزگاهی انعکاس دهیم.

امید دارم که این اصلاحات انجام شده در وبلاگ باعث هرچه بیشتر متنوع تر شدن شده باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 14:24  توسط مجتبی امین محمد  | 

این مطلبم امروز پنجشنبه ۱۶ اذر در روزنامه اعتماد در صفحه ماتریکس به چاپ رسید.

کسانی که به mp3 player  علاقه دارند دو دسته هستند یک دسته دوست دارند که فقط mp3 player کوچک و جیبی داشته باشند و یک دسته هم جیبی بودن ان برایشان مهم نیست دوست دارند  mp3 player داشته باشند که دارای بیشترین امکانات باشد و


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 9:53  توسط مجتبی امین محمد  | 

علیرغم میلم به نشست وبلاگ نویسان با نامزدهای اصلاح طلب شورای شهر، بر ان شدم که  بروم. گفتم علیرغم میلم چون واقعا دوست نداشتم بروم اما چون فرصتی بود برای عکاسی تصمیم گرفتم که بروم چند عکسی را بگیرم.

رفتنه:

یک چیزی در حدود یک ساعت منتظر در خیابان شریعتی به انتظار اتوبوس.

ظاهرا به این دلیل که جلوی سفارت انگلیس خیابان شریعتی،  به علت حفاری های مترو  خیابان نشست کرده بود ترافیک عظیمی را سراسر شریعتی در بر گرفته بود اتوبوس های پر از مسافر که به زور درشان بسته و باز می شد و عابرین و دانشجویانی که پیاده روی را ترجیح داده بودند به سرعت ترافیک.

برگشتنه:

در خیابان انقلاب صدای اژیر امبولانس کر کننده بود عابری نبود که به امبولانس از شدت سروصدای زیاد نگاه نکند، من فقط دعا می کردم که در ترافیک خیابان انقلاب این مریض فوت نکند.

این سلسله رویدادها واقعا ناامید کننده بود و ناامیدتر کننده این نشست وبلاگی بود گویی به مجلس عروسی رفته بودم صدای همهمه حضار و گاه خنده های بلند و کف زدن با ریتم مجالس عروسی خلاف این فکر را تداعی نمی کرد.

به حرف های اصلاح طلبان که گوش می دادم در این فکر بودم که ایا اینها به فکر مدیریت کلان شهری هستند یا هنوز اندرخم کوچه تراکم مانده اند؟ به حرف خانم ابتکار فکر می کردم که می گفت مشکل اصلی تهران مشکل زیستی محیطی تهران است در حالی که خیابان های تهران در ان ساعات خصوصا در شریعتی چیزی دگر می گفت ( شاید که نه حتما اینها یک بار هم از وسائل عمومی نقلیه استفاده نکرده اند)

به حرفهای یک سوال کننده گوش می دادم که با چه حسی از مدیریت غلط شهری می گفت و شکایت داشت از ان ترافیک جمعه شب تهران.

اقای نجفی هم احساسات ان فرد را ... کرد و با خنده گفت بله من خودم از 9 شب تا 5 صبح تو ترافیک بودم اگر چند نفر از کارکنان شهرداری ان کال بودند همه چیز حل می شد.

در اخر به این نتیجه رسیدم تا وقتی که فکرها اینگونه سطحی است که اقای نجفی می گوید فقط چند نفر کم بود ماشین هل می دادند تا وقتی که اینها به برنامه ریزی برای ترافیک شهر فکر نمی کنند و تا وقتی که سرشان سرگرم تراکم و فرهنگسراها باشد همان به که اقایان فعلی  باقی بمانند.

حضور محمد قوچانی از موارد جالب جلسه بود بنده خدا یه گوشه نشسته بود و داشت این خیمه شب بازی را میدید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 22:32  توسط مجتبی امین محمد  | 

فیلم دیدن در خانه با فیلم دیدن در سینما فرق زیادی دارد فیلم دیدن در تهران ( یا جایی که زندگی می کنی) خیلی فرق دارد با شهری که به انجا مسافرت کرده ای.

چندی بود که اصلا سینما نرفته بودم و فیلم ایرانی ندیده بودم یا سینما ماوراء را تعقیب می کردم یا dvd      می گرفتم و می دیدم.

در سفری که به مشهد و نیشابور رفتم ( عکس های مسافرت را به خاطر کندی سرعت اینترنت در ایران را نمی شود در فتو بلاگ قرار بدهم هر وقت فیبر نوری جاسک فجیره درست شد اینم درست می شه) میزبان مرا به فیلم دیدن در شهر نیشابور دعوت کرد.

در شهر نیشابور مثل شهرهای  دیگر ایران ( متاسفانه) یک سینما بیشتر وجود نداشت یک فیلم برای یک سینما .( یک نکته جالب این بود که جوانان مجردی که تیکه می انداختند گاهی اوقات صحنه های فیلم را درست حدس می زدند که این نشان از ان دارد که درصد ایکیو مردم نیشابور نسبتا بالاست)

فیلم مورد نظری را که دیدیم فیلم تقاطع بود البته من ذهنیتی قبلی داشتم که در فیلم تقاطع تصادف رخ می دهد ولی از ادامه اش خبر نداشتم وقتی فیلم به انتها رسید براستی از فیلم لذت زیادی بردم. درست بود که تقاطع فیلم تلخی بود ولی دلچسب نیز  بود.( قصد ندارم که داستان فیلم را تشریح کنم چون بهتر است که ان کسیکه ندیده ببیند این نوشتار کوتاه  نکاتی بود جالب که به ذهنم امد و...)

یک موردی که برایم جالب بود وصل کردن سکانس ها باهم به شیوه فیلم تصادف (crash)، درست بود که شیوه ای تکراری بود ولی قابل تامل بود.( فکر می کنم اگر ایده های خوب را کپی ایرانی کنیم خوب هم هست).

یک مورد دیگر بازی با ابرها بود که کارگردان واکنش خود را انگونه برای بیننده بیان می کرد.

یک صحنه هم وقتی دختر می فهمد که پدر پی به سیگار کشیدن او و استفاده از مواد مخدره برده واکنش عصبانی و تهاجمی نشان می دهد بعید بدانم دختری که دست خود را رو شده ببیند و خود بداند که کار درستی نکره بیاد و واکنش تهاجمی نشان دهد و به پدرش پرخاش کند ، در صورتی که اینجا می بایستی دختر شرمسار می شد از اینکه پدر همه چیز را فهمیده خود را نادم نشان می داد. کسی طلب کار شد که کار اشتباه را او انجام داده است.

یک نکته هم میزبانم گفت که براستی نکته جالبی بود در صحنه های اخر فیلم وقتی مرد مورد علاقه یک مادر بیوه  در خانه اش رو به خانم دکتر که مدتهاست پیشنهاد ازدواج داده می گوید مانده بودم که بعد از سه ماه از اشنا شدنمان که می خواهی بیای خانه من چه باید به تو بگویم.

اینجا کارگردان طعنه ای می زند به نسل جوان که تا با هم اشنا می شوند و از هم خوششان می اید می خواهند سریع کارها را انجام دهند زودتر از اینها همدیگر را به خانه دعوت می کنند و باعث باردار شدن دختران   می شوند. که نسل دیروز اینکار را نمی کنند انقدر پخته هستند که تازه بعد از سه ماه اشنایی به خانه هم   می روند.

نوزادی که مادرش بر اثر بی احتیاطی و نوعی لجبازی خواهر راننده اش مرده است به خانه می رود و نوزاد دیگری که نا مشروع است و حاصل یک عشق زود گذر است می میرد و مادرش زنده می ماند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 19:49  توسط مجتبی امین محمد  | 

برای معرفی نوت بوک بایستی مواردی را در نظر گرفت. اینکه برای چه کاری می خواهیم از ان استفاده کنیم مهم است ممکن است که کسی یک شغلی داشته باشد که حمل و نقل نوت بوک برایش مهم باشد بنابراین این شخص بایستی از نوت بوکی استفاده کند که حجم و وزنش کم باشد و به قولی جم و جور باشد .

برای این منظور نوت بوک سونی مدل VGN_ UX 17 GPبا وزنی معادل 512 گرم توصیه می شود که وزن بسیار کمی در مقابل نوت بوکهای بالای 2 کیلو گرم محسوب می شود.

رم 512، 30 گیگا بایت هارد و گرافیک 128 اینتل از خصوصیات عادی این نوت بوک است این مدل از نوت بوک سونی با سیستم های خاص مثل بلوتوث، قابلیت شبکه شدن، وب کم، اینترنت بی سیم، و پورت اتصال به دوربین، همراه است.  قیمت این نوت بوک که قابل ملاحظه هم است رقمی معادل دو میلیون دویست هزار است. پشتیبانی این محصول کم وزن سونی را شرکت ایران رهجو بر عهده دارد. این نوت بوک دارای یکسال گارانتی شرکت ایران رهجو و گارانتی بین المللی می باشد. ارائه سرویس گارانتی این شرکت ایران رهجو به صورت تعویض قطعه در ایران و با پشتیبانی شرکت سونی انجام می پذیرد.

همیشه وقتی در مورد کم وزن ترین صحبت می شود نا خود اگاه ذهن به طرف پر وزن ترین هم می رود شاید برای شما جالب باشد که بیشترین وزن یک نوت بوک ( در جمع نوت بوک های جدید) 4 کیلو و 300 گرم است که متعلق به شرکت توشیبا است.

نوت بوک qosmiog35 که مدل پر وزن شرکت توشیبا است دارای اینترنت بی سیم، پورت اتصال به دوربین ،خصوصیت شبکه شدن و 4 جایگاه USB است. این مدل از شرکت توشیبا دارای RAM 1024و گرافیک 512 است .

این مدل از توشیبا هم از CPU قدرتمندی چون CORE DUO است این مدل CPU  که معروفترین و بهترین CPU های نوت بوک است هم اکنون مدل دومش به بازار عرضه شده.

QOSMIOG35 دارای قیمتی معادل دومیلیون و دویست و نود هزار  تومان می باشد که با کم وزن ترین نوت بوک از شرکت سونی فقط نود هزار تومان  اختلاف قیمت دارد.  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 10:56  توسط مجتبی امین محمد  | 

بازم افتاد بازم یه هواپیمای دیگه افتاد تکراری شده دیگه همه ما ایرونی ها به این چیزا عادت کردیم.فقط  می شود تاسف خورد این هواپیما که انتوف نام دارد و از هواپیماهای سپاه بوده به طور کامل متلاشی شده برای اطلاع از وضعیت سقوط به این گزارش توجه کنید

سردار صفوی : احتمال خرابکاری را ضعیف می دانیم

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 16:50  توسط مجتبی امین محمد  |