تبليغاتX
ghajarboys

ghajarboys

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 14:41  توسط مجتبی امین محمد  | 

به من گناهان زیادی نسبت دادند و من می دانم یک گناه بیشتر نکرده ام و ان این است که تسلیم تمایلات خارجیان نشده و دست انان را از منابع ملی کشور کوتاه کردم در تمام مدت زمامداری خود از لحاظ سیاست داخلی و خارجی یک هدف داشتم

و ان این بود که ملت بر مقدرات خود مسلط گردد و هیچ عاملی در سرنوشت مملکت جز اراده ملت دخالت نکند.

پس از50 سال مطالعه و تجربه به این نتیجه رسیدم جز تامین ازادی و استقلال ممکن نیست ملت ایرانبر مشکلاتی که در راه سعادت و عظمت خود دارد غلبه کند برای نیل به این منظور تا انجا که توانستم کوشیدم

راست است که می خواهند سرنوشت من و خانواده ام را درس عبرت برای دیگران کنند.( در اینجا حالت گریه به اقای دکتر مصدق دست داد) ولی من مطمئنم که نهضت ملت ایران خاموش شدنی نیست و هرگز فراموش نکنند که سرنوشت افراد در مقابل حیات و استقلال ملل بی ارج و بی ارزش نیست است و تنها ارزویم این است که ملت ایران اهمی نهضت ملی خود را به خوبی درک کنند

 و به هیچ صورت از تعقیب راه پر افتخاری که رفتند دست نکشند امیدواریم که تمام طبقات و احاد و افراد از ییر و جوان در هر مسلک و مذهب و دین در هر شغل و مقام این معنا را به خوبی درک کنند. ( کتاب محاکمه و دفاع دکتر محمد مصدق)

54 سال از این دفاعیه دکتر مصدق می گذرد 54 سال از نهضت ملی شدن نفت می گذرد و امروز خیلی ها دوست دارند مصدق را با عناوین مختلفی زیر سوال ببرند،  که نظرات انان نه از روی انتقاد بلکه ...

این سویه ای است که برای همه تکرار شده از بازرگان و همین مصدق گرفته تا شریعتی و سروش، تاختن به شخصیت های محبوب و کار بلد و گرفتن ایراداتی که....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 23:47  توسط مجتبی امین محمد  | 

سلام

اول از همه به اونایی که دوست دارند ولادت حسین بن علی(ع) علی بن حسین(ع) ابولفضل عباس را تبریک می گم هر چند که عادت کردیم هر سال از دست رسانه ها و شهرداری و حکومت ناراضی باشیم که هیچ وقت نتوانستند یا نخواستند جشنی برای ولادت ایشان باشد و این کلمات و جملات همیشه در ذهن ادم جولان می دهد که اینها ایشان را برای شهادت و گریه و زاری می خواهند نه برای شادی و جشن.

پیروزی استقلال با حجازی کاپلو هم مبارک باشه خداییش عجب تیمی بود فکر می کنم با اماده تر شدن جباری و شفیعی تیم توپی بشه این هم فیلم گل های استقلال.

راستی وبلاگ میکروبیولوژیم رو یادتون هست؟ حالابا تغییراتی اوردمش به بلاگفا و فکر کنم اینجوری خیال خودمم راحتتر کردم حتما به وبلاگ میکروبیولوژی ام یه سر بزنید. در اخرین مطلب این وبلاگ می توانید بخوانید که جواب داده شده به یک کامنت که در ان دختر خانمی پرسیده اند که ایا هپاتیت ‌بی از راه دهان و بوسه منتقل می شود ایا هپاتیت بی از راه اب دهان منتقل می شود یا خیر.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 7:25  توسط مجتبی امین محمد  | 

حتما این سریال مدار صفر درجه که هر دوشنبه ها از شبکه یک پخش می شود را دیده اید. شاید بشود گفت که جدیدا سیاست هایی را سازمان( صدا و سیما) برای سریال های خود تدوین کرده و از طریق سریال ها و حتی نود شبی ها می خواهد به گونه ای عقاید خود را مثل دیگر رسانه های جهان به خورد ملت دهد.

چند ویژگی جالب این فیلم این است:

1-    پرداختن به مسئله هلوکاست و یهودیان اواره در جنگ جهانی دوم

2-      نشان دادن اشغال نه چندان رسمی ایران در سالهای دور در زمان رضا خان و مصیبت های یک کشور در اشغال بودنش

3-     جوانی که عضو انجمنی بوده تا به ارتش روسیه در قفقاز در مقابل المان ها کمک رسانی کند نماینده جوان های چپ ایرانی در ان زمانه است که در دیالوگ های خود هم به طور متناوب از واژه رفیق استفاده می کند و گرایش هایی به روسیه و تفکرات ضد امریکایی و انگلیسی دارد( با نشان دادن این جوان چپی که احتمالا در اینده سریال رو به افول و روبه سقوط می رود کشته می شود یا..  کارگردان سعی دارد که جنبش جدید و پا گرفته چپ در ایران اکنون را با نشان دادن گذشته اگاه کند که ببین چه سرنوشتی داشتند.

فعلا تا این جای کار این سه ویژگی مشخص را می شد تو این فیلم دید که صد البته به راحتی با زمانه امروز ما قابل قیاس است و ملتی که بیننده این سریال است در مغز خود وقتی دست به مقایسه بزند به همان مقصدی می رسد که سازمان می خواهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 16:5  توسط مجتبی امین محمد  | 

اوضاع روزنامه نگاری و خبرنگاری حسابی داغان است از انجایی که دو روزنامه شرق و هم میهن غزل خداحافظی را خواندند حالا این وسط انها که در این دو روزنامه کار می کردند که تعدادشان کم هم نیست سرنوشتشان مبهم است عده ای سودای سفر به خارج از کشور و عده ای هم در سرشان ایده  تغییر شغل است و عده ای هم که تعدادشان کم نیست منتظر می مانند.

اما ولی خبرها حکایت از ان دارد که پشت پرده توقیف شرق چیز دیگری هم بوده ظاهرا به روزنامه ها هشدار داده شده که با این افراد مصاحبه نکنند. کدیور سروش تقی رحمانی رضا علیجانی رئیس دانا و دیگر روشنفکران.

بهر حال عرصه روزنامه نگاری که بخواهد این جور باشد جز ضرر و زیان چیزی دیگری نخواهد بود  همچنین که اکبر منتجبی گفته روزخبرنگار را از تقویم حذف کنید فرید مدرسی هم گفته روز خبرنگار تسلیت باد روزنامه نگار نو هم از خودسانسوری ها گفته و نوشته که روز خبرنگار مبارک نباد مسیح علی نژاد هم از گورکن ها نوشته که چه اسوده می خوابند اما جالبتر از ان و امید ترین پست یک خبرنگار پست مریم شبانی است که از ازادی نوشته.

با این همه دردسر دنیای روزنامه نگاری ایا باز هم به صرفه است که بازهم روزنامه زد ایا تیم قوچانی باز هم به کار خود ادامه می دهد؟  اینم کاریکاتور نیک اهنگ کوثر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 0:2  توسط مجتبی امین محمد  | 

گاهی اوقات به این فکر می کنم که این جمعیت عظیم جوان که 20 الی 30 میلیون است در 40 الی 50 سال اینده چگونه می خواهد دوران بازنشستگی و پیری خود را گذران کند فکر اینکه این جمعیت جوان روزی پیر خواهند شد و باید فرزندان ما با ان جمعیت کمشان برای ما و کشور کار کنند کمی عذاب اور است.

 فی الواقع برای کشوری که جمعیت پیرش از جمعیت جوانش بیشتر است باید گریست البته نه اینکه مقصر ما هستیم که باید فرزندان بیشتری را بوجود بیاوریم مقصر اصلی پدربزرگ ها و مادر بزرگ هایمان هستند که فرزندانی بیش از 2 تا را اوردند و شاید ایراد اصلی ان باشد که نظام مدیریتی سالمی برای رشد جمعیت وجود نداشت.

پیرزنی است که در کنار تره بار کمی سبزی خوردن می خرد و یک زیر انداز می اندازد و رویش می نشیند و سبزی اش را پاک می کند و به مردم می گوید سبزی پاک کرده مرا کیلیویی 200 بخرید.

 خیلی پیر است اما کم درامدی و بی پولی با این پیرزن چه کرده که چاره ای ندارد جز اینکه در سن 75 الی 80 سالگی بایستی  کار کند و سبزی پاک کند.

خدا به من و توی جوان رحم کند که روزی من و تو هم به این سرنوشت که هیچ به این بدتر هم می رسیم

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 15:37  توسط مجتبی امین محمد  | 

روزنامه شرق در روز شنبه  در صفحه  ادبیات به علت مصاحبه با یک زن  که مطالب همجنسگرایی را ترویج داده توقیف شد

توقیف روزنامه شرق به علت چاپ مطلبی که همجنسگرایی را رواج داده؟

رحمانیان شاید در خواب هم ندیده باشد که روزنامه اش نه با مقالات خنثی و نه با خبر های معمولی اش بلکه با یک مصاحبه ساده روزنامه اش توقیف شد. ای کاش از این محافظه کاری بیرون می امدند و با یک مطلب سیاسی توقیف می شدند ان وقت چقدر ارزش داشت نه؟

در ضمن پیروزی بسکتبالیست ها هم مبارک همه باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 12:13  توسط مجتبی امین محمد  | 

4 الی 5 سال پیش بود که استعداد یابی قد بلند های نوجوان های کشور شروع شد یک حرکت سراسری در تمامی دبیرستان ها که اقدام به کشف قد بلند های علاقمند به ورزش بسکتبال شد.

حاصل ان برنامه ریزی و مدیریت خوب اقای مشحون شد،  قهرمانی همان جوان ها در رده امید در اسیا و امروز راه پیدا کردن همان تیم جوان و پویا در فینال برابر لبنان،  برای کسب سهمیه اسیایی المپیک پکن.

یک برنامه ریزی و یک لیگ خوب به همراه مدیریت خوب می تواند نسل طلایی را در هر عرصه ای رقم بزند همانند این کار فدراسیون بسکتبال را فدراسیون والیبال و هندبال انجام داد در والیبال هم  یکماه پیش بود که تیم جوانان ایران توانست در جمع 4 تیم برتر دنیا بایستد و سوم جهان شود در هندبال هم که بازی های خوبشان را در قطر بیاد دارید.

دوومیدانی و دوچرخه سواری با حرفه ای ترشدن لیگ و کشتی با نظمی که علیرضا حیدری به تیمش داده دارند خود را به مکان های بهتری می رساند .

می شود در یک کلمه گفت که تمامی ورزش های کشور بدون حاشیه و بدون سرمایه گذاری های کلان به پیش می روند ولی این فوتبال...

این فوتبال با این همه تزریق پول بهش هیچ وقت نتوانست عیار خودش را در میادین جهانی نشان دهد. در فوتبال هیچ وقت مربی ایرانی ای نتوانست خود را نشان دهد که گاهی پروین در عرصه ملی در اسیا و گاهی هم حجازی و فیروز کریمی در عرصه باشگاهی در اسیا. در نقطه مقابل مرد شماره اول والیبال ایران مصطفی کارخانه است و در بسکتبال مهران شاهین طبع اینها درست که افزایش سن داشته اند ولی همواره با دانش روز دنیا توانسته اند پیشتاز باشند.

شاید مشکل فوتبال ما پول نباشد شاید حاشیه ( وجود تعداد زیاد روزنامه های ورزشی) شاید هم عدم برنامه ریزی و مدیریت  البته فکر می کنم چون فوتبال همیشه همسایه دیوار به دیوار  سیاست بوده از این جهت همواره ضرباتی را متحمل شده اما چه باک که فوتبال کیسه بوکسی بوده بین جناح های چپ و راست ایران.

برای پیروزی تیم بکستبال ایران در فینال برابر لبنان اروزی موفقیت و دعا کنیم.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 17:8  توسط مجتبی امین محمد  | 

خواب معتکفین در اعتکاف

می گویند دانش و علم می تواند خیلی مفید باشد می تواند ادبیاتی مثل غیرت را از فوتبال حذف کند می تواند اعتیاد را نه ریشه کن اما پیشگیری کند و با روش های نوین ان را برای معتادین ترک بکند و می تواند از بروز ده ها بیماری جلوگیری کند.

دیروز مادرم بمن گفت که پسر جان خیلی شانس اوردی گفتم چطور که جواب داد وقتی تو ۵ ماهه بودی من رادیو گرافی کرده بودم و لی ان ازمایشگاه احمق و خنگ بمن نگفته بود که نباید تا ۲۴ ساعت بعد از رادیو گرافی نباید با بچه زیر ۱۰ سال رفت و امدی داشته باشد چه برسد به شیر دادن و ...

پس شانس اوردم که از نادانی ان ازمایشگاه چیز نشدم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 13:26  توسط مجتبی امین محمد  | 

اعتکاف برای خود دنیایی دارد بعد از این سه روز که از اعتکاف امده ام هنوز در ان جا هستم این گفتگوی من با یک معتکف بود برای انکه نشان دهم که هر معتکفی حزب اللهی و ریش و اند مذهب نیست ادم های خیلی معمولی میان اعتکاف چه در دخترا و چه در پسرا.

اعتکاف فرصت خوبی برای گفتگو با ادمهای مختلفی است که با چه نیتی امده اند اعتکاف و برای چی؟

 

 

محسن تو برای چه امدی؟

من برای این امده ام که با خدا اشتی کنم امده ام تا ادم بشم

مگه چیکار می کردی؟

همه کار

مثلا؟

مشروب می خوردم تریاک و حشیش مصرف می کردم. از 3 سال پیش که عضو انجمن N A شدم توانستم این دو اعتیاد را ترک کنم و حالا امده ام تا سیگار را هم ترک کنم امده ام با خدا اشتی کنم.

از خدا چی می خوای؟

نمی دونم چی می خوام هر چی خدا که به نظر خدا برای من خوب است را بمن بدهد

تاریخ تولدت کی است؟

کدوم تولد؟ شناسنامه ای؟ یا

یا چی؟

یا تولد دوباره و اصلی؟

تولد دوباره چیه؟

10 شهریور 3 سال پیش دوباره متولد شدم توانستم خودم را پیدا کنم توانستم از اعتیاد خلاص بشم و مشروبات را کنار بذارم.

محسن 36 سال سن دارد مجرد است و در خانه مجردی زندگی می کند او بعد از اینکه در 8 سالگی نماز خوانده بود بعد از چند سال امده بود که نماز بخواند. او قران خواند گریه کرد از خدا طلب توبه کرد و وقتی بهش گفتم این چه نمازی بود که خواندی گفت نماز شب گفتم مگه بلدی؟ گفت از فلانی پرسیدم.

 محسن جمله ای دارد که به قول خودش از استاد یا مرشدش یاد گرفته می گوید گوهر خود را هویدا کن کمال این است و بس

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 18:29  توسط مجتبی امین محمد  | 

توی این چند روزه حسابی داشتم خودمو می کشتم که یک مسجد خوب گیر بیارم که توی اعتکاف شرکت کنم توی سرچ هایی که انجام دادم به چیزهای جالبی رسیدم یکیش این بود که اکثر مساجدی که اعتکاف برگزار می کنند جمعیت زنان بیشتر از مردان است و در یک مسجد به گونه ای است که خانمها قسمتی از فضای پایین مسجد که برای اقایون است را هم اشغال می کنند البته پرده قطعا کشیده می شود.( مثلا تو امامزاده قاسم از جمعیت 200 نفری فقط یک پنجمش مرد هستند

بهر حال فعلا خدا قسمت کرده تا برای سومین بار در این مراسم جالب حضور یدا کنم از یک ماه پیش چنان عطش داشتم که نگو اصلا خون اعتکافم کم شده بود. توی این چند روز حسابی دارم ترانه های یوسف اسلام و سامی یوسف رو گوش می کنم خیلی توپه.

دیروز رفته بودم که به چند مسجد سر به زنم بابام بهم گفت اخه بچه جون با این تیریپت تو رو چه به اعتکاف؟ می خوای بری اعتکاف دیگرون بهت چیزی نمی گن؟

اینارو گفتم که یه وقتی وهم برندارین که اِند بچه مسلمون و با خدا هستم نه بابا فقط تو این مراسم شرکت می کنم چون باهاش حال می کنم و شاید بشود قدری به خدا نزدیک شد. راستی همه واسه هم دیگه دعا کنیم هم واسه مملکت هم واسه اونایی که در راس مملکت هستند  که به راه راست هدایت شوند.

وقتی اومدم حتما براتون می نویسم چه گذشت سعی هم می کنم عکسهای جالبی بگیرم

اینم نوشته پارسال من از اعتکاف

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 17:57  توسط مجتبی امین محمد  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 12:30  توسط مجتبی امین محمد  | 

وقتی بچه بودم ( یعنی الان نیستم!) و به اطرافم نگاه می کردم تغییرات و تحولات برایم جالب بود یادم می اد  که وقتی در دوران ابتدایی بودم تو کلاس علوم باید یه ازمایش به معلم ارائه می دادیم اونم این بود که یه لوبیا کاریم و وقتی بزرگ شد بیاریم سر کلاس. اونقدر برام جذاب و جالب بود که این گیاه چه جوری رشد کرد و زبرگ شد که حد نداشت.

الان وقتی دوستانم و اطرافیانم را می بینم که در چند سال پیش یه عده رفتار و کردار و تفکراتی داشتند و الان یه جور دیگه رفتار می کنند و یه جور دیگه فکر می کنند و تغییرات عمده ای کردند فوق العاده برام جذابه

حالا اگه ببا این تغییرات ادم همخونی داشته باشه خوبه وگرنه برای خود ادم دیدن دگردیسی دیگران بسی تلخ است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 13:6  توسط مجتبی امین محمد  |