درختای مرده هنوز خواب پرنده می بینن پرنده های بی درخت روی سیمای برق می شینن
به قد و قامتت نناز آهای بلند بی خبر درختا باز قد میکشن حتی تو سایه ی تبر
به چه چیزی راضی هستید؟ به حداقل ها یا به اصول؟ به شرایط بهتر یا به ..
داشتم فکر می کردم خوشحال باشم که رابطه با امریکا شکل می گیرد؟ یا نه خوشحال نباشم چون ممکنه سرنوشتی مثل عربستان و مصر داشته باشیم با وجود رابطه با امریکا اما حقوق بشر و دموکراسی ..
داشتم به این فکر می کردم که خوشحال باشم که سینما با فیلم ده نمکی تکونی خورده و فروش یک فیلم در مرز رکورد شکنی هست؟ یا نه چون کارگردانش ده نمکیه و ده نمکی هم شناسنامه اش مشخصه، نباید خوشحال بود که مردم گذشته ها رو فراموش کردند و به اصول پشت پا زدند و فقط میخوان بخندند.
داشتم به این فکر می کردم ...
روزی پیرمرد پیش کدخدا رفت نالید از همه چی می نالید از بی بارانی و بی برکتی زمینش تا برآورده نشدن دعایش. کدخدا خندید گفت تو از کجا می دانی که اگر دعایت براورده شود مشکلت حل می شود؟ پیرمرد گفت خب معلومه وقتی باران بیاد زمینم پر آب میشه نعمت فراوون میشه محصولم زیاد میشه. کدخدا آمد وسط حرفش گفت هیچ معلوم نیست دعایی که می کنی خدا به چه وجهی دعات رو برآورده کنه هیچ معلوم نیست. مشخص نیست ممکنه با دعای تو باران بیاد اما به شکل سیل ممکنه هر نعمتی تبدیل به عذاب بشه برات. شاید برا همینه که دعات برآورده نمیشه. شاید برا همینه که خدا دوستت داره و با باران زیاد ممکنه محصولت ویران شه و بدتر از بد بشه.پیرمرد رفت تو خودش گفت این دیگه چه جورشه؟ دعا هم نمی تونم بکنم؟ از پیش کد خدا اومد. نا امید پیش خودش گفت پس دعا برا چیه
پیرمرد نوه اش را دید. سلمان سلامی به پدربزرگش کرد و گفت باباجون چیه؟ پکری؟ پیرمرد جریانش رو با کدخدا تعریف کرد.
سلمان: امروز معلممون می گفت شما چه خواسته ای از خدا دارید؟ هرکی یه چیزی گفت بعد معلممون گفت از خواسته ی خودتون بالاتر چه خواسته ای دارید دوباره بچه ها یه خواسته های بالاتری رو گفتند معلم ده بار این جمله رو تکرار کرد بچه ها دیگه بعد از 10 بار جواب خاصی نداشتند گفتند بالاتر از این خواسته ها دیگه چیزی وجود نداره. معلم گفت شما به ته خط رسیدید اما اینو بدونید برای اون ته خطی وجود نداره
پیرمرد تو خودش رفت. شب برای دعا تکیه داده بود به درخت و آسمون رو نگاه می کرد به خدا گفت اگر باران برام مشکل ساز میشه ازت اینو میخوام که بالاتر از سرنوشتی که دچارش میشم رو تعیین کنی. ای قادر متعال
ایران بازی یک بر صفر برده رو دو بر یک باخت آنهم در حضور رئیس جمهور. قبل تر از آن هم در جام جهانی کشتی که ایران میزبان بود با حضور رئیس جمهور ایران به مقام نائب قهرمانی نائل یافت. حالا میل خودشونه که بازم میخوان به دکتر رای بدن یا نه. ( اصن وقتی دکتر رو نشون داد که وارد شد من گفتم اینا باختن) در واقع کشتی و فوتبال پازل کوچکی از... دکتر بود که خدا نشونمون داد تا بفهمیم ایران هم اکنون چه می کشد. به قول یکی از دوستان ماااااااااااااادر جان
بعد نوشت: تیتر رو به توصیه دوست گرام تعویض نمودیم.چش انتظار تعویض دایی هم هستیم. یه نکته جالب رو جا انداختم: این اولین بار بود که ایران در آزادی به عربستان باخت
ظاهرا من توی گذاشتم لینکای فتوبلاگم خیلی عقب تشریف دارم. ظاهرا سه ماه از ۲۰۰۸ رو لینکاشو نذاشتم که حالا اینا رو میذارم اینجا. عکسهای ماه های اکتبر نوامبر و دسامبر.
عکسهای اکتبر:
عکسهای نوامبر:
عکسهای دسامبر:
طی چند روز اخیر حتما متوجه شدید که سایت های غیر اخلاقی و سکسی در ایران توسط گروه گرداب وابسته به سپاه پاسداران به صورتی کاملا حرفه ای هک و تعطیل شد.
حرکت هایی که امروز در سطح اینترنت مشاهده می کنیم حرکت هایی است که می خواهد به حذف دیدگاه در نت بپردازد. البته این کلام من ربطی به این نداره که هک شدن این سایتهای غیر اخلاقی رو نامناسب بدونم. نه شاید هک شدن این سایتها بدم نباشد اما بهرحال با حذف کاری یپش نمیره.
هدف از نگارش این سطور اینه که از زمانی که سپاه مسئولیت امنیت داخلی رو به عهده گرفته تحت لوای کلمه براندازی نرم به تمام خواسته های خودش داره میرسه. حکومت بعد از حذف روزنامه و حتی هدایت کردن جماعت روزنامه نگار به سوی هجویات ( ...) حالا به سد بزرگی به نام اینترنت رسیده. سدی که با انبوهی از وبلاگ نویسانی که آزادانه می نویسن و حتی خبرگزاری ها و سایت های خبری داخلی رو هم به کنار گذاشتند بوجود آمده پیشقراول این حرکت سایت بالاترین هست که علارغم انتقادهای زیادی که بهش وارده اما بهرحال هدایت کننده و بستری است برای انواع و اقسام دیدگاه ها ( که چند هفته ای هم البته هک شد و دوباره برگشت)
حال آنها در پی اینند که سپاه را وارد این کارزار کنند چرا که معتقدند نه وزارت ارتباطات با فیلتر کردن و نه وزارت ارشاد و قوه قضاییه نمی توانند با این حرکت مقابله کنند برای همین منظور سپاه که از پس خیلی چیز ها برآمده هم اکنون به این کارزار وارد شده تا در دنیای مجازی هم برنده باشد.
مدتی فیس بوک تعطیل بود اما در تعجب همگان فیس بوک از فیلتری در آمد و بهرحال بلاگرها روزنامه نگاران و دانشجویان داخلی و خارجی از آن استفاده کرده و عکسهای خودشان را به عنوان یادگاری و .. به معرض نمایش می گذازند( که البته بعضی ها قفل دارند و با اجازه می شودآنها را دید. )
امروز در فرند فید یکی از بچه ها نوشته بود که یه عضو گرداب آمده فرند فید. کافه ناصری هم تذکر داده بود که مراقب عکسهای فیس بوکی تان باشید زیراکه از این عکسها هم برای .. استفاده می شود.
بهرحال عدم فیلترینگ فیس بوک و فرندفید سهوی نیست و از سر آزادی هم نیست
سایه کنترل به خوبی در نت دیده می شود. اول باید سعی کرد به هر کسی اعتماد نکرد دوم یادتان باشد عکسهای شخصی و آنهایی که فکر می کنید به ضررتان است را در معرض عموم نگذارید و سوم اینکه از نوشتن مطالبی که زیادی رادیکال است و آخرش هم به جایی نمی رسد خودداری کنیم.
بعدنوشت: یکی از دوستان این لینکو توی فرفر گذاشت که لازم دیدم اینو هم اینجا بذارم
ضمن اینکه بیشترین مراجعات و سرچی ها به خاطر عکس ها و مطالب جالبی بوده که محمد گذاشته بود و البته شعر های امین و..
نکته جالب دیگه اینکه در این یه هفته ای که به تکاپو افتادم تا وبلاگو دوباره راش بندازم متاسفانه دیدم با پسورد خودم نمیشه و متوجه شدم هک شدم. البته خب به چند نفری مظنون هستم چون می دونم از اون مدل هک های گذری و سرکاری نبوده و با یه هدف خاصی بوده. اما خوشبختانه به کمک محمد عزیز دوباره هک کردیم و به بلاگ راه یافتیم
سال خوبی رو آرزو می کنم از همه شما عزیزان که می اومدید اینجا و میدید ما تشریف نداریم عذر میخوام و از اینکه نتونستم مطالب بلاگتون رو بخونم هم کوتاهی از ما بوده ببخشید.
و اما در مورد اون مشکل که علت ننوشتن چند ماهم بود که شما عزیزان هم به نحو احسن جو دادید. من نه می تونم تکذیب کنم و نه تایید تا ببینیم خدا چی میخواد
