یک پدر شهید: ای بابا چه فرقی می کنه؟ این بره؟ اون میاد وضعمون تغییر نمی کنه و هیچی نمیشه آخرشم همین آش و همین کاسه است. یعنی اتفاقاتی که افتاده و در حق کسانی که ظلم شده حالا همونا بیان بازم وضع همینه و دزدی و اینا هست.
یک پدر بازاری : من طرفدار موسوی هستم اما واقعا این اعتراضات نتیجه ای داره؟ بیانیه ۱۱ موسوی چیز خاصی داشت؟ به نظر من که چیز خاصی نداشت یه سری چیزای معمولی گفته کلا فایده نداره
یک نسل سومی که حالا دکتر هست: ببین عمق چیز رو که میگی الان هست ما اون موقع توی کوی دانشگاه دیدیم اون موقع عمق چیز بود و از اون به بعد من فهمیدم جریان چیه دیگه الان این مسائل برام هیجان انگیز نیست و مهم هم نیست. در واقع اون زمان ما دانشجو بودیم و توی حرارت اون زمان اون اتفاقا افتاد اینم مثه اون موقع است تا بوده همین بوده
یک مسئله ای که کلا از نسل دومی که اکثرا نومید هستند ( چون بهرحال ۳۰ سال پیش کاری کردند که به نظر برخی هاشون اشتباه بوده و ممکنه حتی احساس عذاب وجدان هم داشته باشند) می شود فهمید اینه که اونها به دلیل ذهن منفی انگاری که دارند چشم امید به آینده را ندارند و در مورد بعضی نسل دومی هایی که البته سنشون ۳۰ سال میزنه بلکم بیشتر باید گفت کلا سوابق ذهنی دوران قبلی که تجربه کردند و تجربه تلخی هم بوده باعث شده که اونها نسبت به آینده نومید باشند. نکته ای که هست اینه که اونها معتقدند اینم مثل رویدادهای گذشته است. فکر می کنم اتفاقات اخیر اصلا مثل گذشته نیست و این دوره زمانی با همه دوران فرق می کند این مسئله را می شود از شعارنویسی ها نه در تهران و بالا شهرش که در بازار مرتجع ترین مرکز تجارت ایران و سنتی ترین مکانی که تجار حضور دارند فهمید نه تنها شعاری مثبت نه تنها تشویق به حضور در روز قدس بلکه شعار نویسی هایی با تم <<مرگ>> . دوران دوران عجیب و غریبی است دوران دوران تکراری ایی در ایران نیست. در این دوران از نامه خواهر شهید باکری تا زن آیت الله صدوقی گرفته تا نامه دکتر سروش همگی گواه بر جامعه ای دارند که شکاف در آن رخ داده. شکاف نه میان مردم و دولت که آنهم هست شکافی که در میان مردم رخ داده. باور کنیم که شکاف میان ملت رخ داده و رادیکالی تر هم شده است. در شبکه اجتماعی فرندفید اگر عضو باشید می توانید دوستانی را بیابید که در پی اعلام موضعشان از طرف دوستی که ماه ها باهم بودند بلاک شدند و حتی فحش و بد بیراه شنیدند. فضای ملتهب فرندفید برای هر جامعه شناس و روانشناسی می تواند جالب باشد.
ایران در دوره ای مانده سرنوشت ساز و تاریخ ساز در دوره ای که شاید هیچ گاه چنین شکافی میان ملت ( که مثلا حتی در خانواده و بستگان هم اختلافات و طرز تفکرات مختلفبه شکل دعوا و نزاع باشد کمی غیر منتظره است) نبوده و اینکه آینده چگونه به ما لبخند می زند یا شرمسارانه پلک هایش را می بندد و .. مشخص نیست
