
این عکس بالا برای ماشین یکی از افراد همین وبلاگ است او هم یک قاجار بوی است که گهگاهی در این وبلاگ می نویسد. بهمراه بقیه قاجار بوی ها که همان نوادگان هستیم هر ساله با ماشین این بنده خدا راه می افتیم و در روز های عاشورا و تاسوعا به این ور و انور و مکان های مختلف عزاداری سر می زنیم. روز عاشورا که طبق سنت یکی دوساله به دیدار امامزادگان تهران می رفتیم به زیارت امامزاده صالح مشرف شدیم و بعد از ان که من خیلی دوست داشتم به امامزاده عین العلی زین العلی پونک تهران در روز عاشورا برویم به انجا رفتیم.( گویند در روز عاشورا از درختی در این امامزاده خونی جاری می شود که من علاقمند بودم که هم این خون را ببینم هم سیل دستجات غرب تهران که به انجا می رفت و هم...)
در برگشتنه از راه لاستیک ماشین وترکید انهم با سرعتی چون 70 تا 80 کیلومتر سرتان را درد نیاورم صاف رفتیم تو شکم گاردریل خروجی بزرگراه و سپر و سینی جلوی ماشین و گلگیر داغان شد.
خدا را شکر می کنم در این چند روز که زنده مانده ام و مانده ایم چون چرخ جلوی ماشین با سرعت 70 الی 80 بترکد انهم با ماشینی چون پراید امکان چپ شدن اش زیاد است.( هنوز صدای پدرم که می گوید دختر دوستم عینهو همینجوری برایش اتفاق افتاد در بهشت زهرا ارام خفته در گوشم است)
چند ساعتی در خروجی بزرگراه به انتظار امداد خودرو مانده بودیم تا ما را بوکسور کند دو تا پلیس بزرگراه امدند یکی شان گیر نداد و یکی شان گیر داد و خواست که به شهرداری زنگ بزند و خسارت گاردریل را از ما بگیرد من در دلم می گفتم حالا انگار امتداد اون گاردریل درست است که ما پول این یکی را بدهیم تازه چیزیش هم نشده بود یه نمور خم شده بود امداد خودرو وساطت کرد تا پلیس هم بی خیال خسارت شود.
مخلص کلام هنوز زنده ام و زنده ایم. دلم برای قاجار بویی که رانندگی می کرد با ان اتولش می سوزد که والدینش بر او سخت می گیرند. همه خوشی برای همه و همه درد سر برای یکنفر.
تیم ملی می بازد تقصیر سرمربی تیم است !؟
کشوری در وضعیت نابسامان است مقصر رهبرش است !؟
تصادفی رخ می دهد مقصر راننده است !؟
به گمانم مقصر هر نقصی همگان هستند نه یک نفر .
