تبليغاتX
ghajarboys - وقتی فساد همه گیر می شود

ghajarboys

عکس مزبور هیچ ربطی به گرانی میوه و اینا نداره  اره می خوام راجع به میوه و تره بار بگم  ولی هیچ رقمه ربطی به  گرانی و تره بار دم خونه رئیس جمهور که میوه ارزون می ده نداره.

رفته بودیم تره بار که برای یه مراسمی 7 کیلو پرتقال تامسون بخریم از قضا پرتقال هایی که یارو ریخت چند تاش به درد میوه مجلسی نمی خورد و سایزش کوچک بود به اونی که میوه می ریخت تو کیسه گفتیم که یه چند تا پرتقال بزرگ بریز تو این که یارو گفت خرجش 500 تومان میشه

من وقتی شنیدم نزدیک بود شاخ در بیارم نه چرا خالی ببندم تازه این جمله کلیشه هم شده اهان نزدیک بود که ...

نمی دونم نزدیک چی بود اصلا ولش کن ولی حسابی خندیدیم گفتیم نگاه کن ترو خدا انگار اینجا اداره یا شرکت دولتی است که یارو پیشنهاد رشوه می ده و میگه 500 تومان خرجش می شه خنده داره

هر کیلو پرتقال اون تره بار 760 بود البته اگر توی روز یه چند تا ادم اینجوری به یارو بخوره از این راه 500 تومان 500 تومان می تونه جیبشو پر کنه

یه حدیثی هست فکر کنم از امام علی البته شاید یه نکته برای یاداوری باشه تا یه حدیث که می فرمایند که همیشه فساد از بالا به پایینه نه از پایین به بالا همیشه از رده بالای حکومت به پایین می اد نه از پایین به بالا ( البته در مملکت ماااااااااااا که  نیست منظور امثال شهرام جونه؛  نه چیزه دیگه ای ) همونطور که جریان رودخانه و اب هم همینطوره

خلاصه اش اینه که اگر تا چند روز پیش می رفتی یه اداره که اقا کار ما رو زودتر راه بنداز و یارو در کشوشو وا می کرد حالا امروز کارگر تره بار  میگه خرجش 500 تومانه

امیدوارم که با طرح این موضوع حسابی روز شاد و فرحبخشی را در ادامه داشته باشین من که خودم از این فساد خرده پا کلی خندیدم

اهان یه چیزه دیگه هم بگم که البته شامل همه نمی شه ولی خوب اون یارو اینجوری بوده دیگه. محمد ( یکی از برو بچ همین وبلاگ) امروز تو کوه تعریف می کرد که با چند تا از بچه های دانشگاه رفته بودن تنگه باشی تو جاده فیروزکوه که تعداد نفراتشون هم زیاد بوده داشتن که ورق بازی می کردند از قضا چند تا از بچه های عزیز دانشجو مست و لایعقل تشریف داشتن یه دو تا کلان ( مامور) می اد و بهشون گیر می ده و اینا هم یه بیست تومان می ذارن کف دستش که بابا بی خیال شو و برو گفتم خوب بی خیال شدند؟ گیر ندادند؟ با خنده گفت نه بابا تازه یه بطری هم اونا بهشون دادند

دیگه ادامه ندم بهتره .......

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 14:48  توسط مجتبی امین محمد  |