تبليغاتX
ghajarboys - دوربین درد گلو دیپرسینگ درد های یک نوروز

ghajarboys

نوروز و افسردگی؟

شاهکاره دیگه مگه میشه؟

حالا شده دیگه تا حالا فکر نمی کردم میشه تو نوروز هم افسرده شد اونم نه کنج خونه با هوای بارونی،  تو مسافرت گفتم که شاهکاره نوروز و گرفتن افسردگی.

اصلا فکر می کنم این بدترین نوروز زندگیم بوده بد شانسی پشت بد شانسی

اولش که همه فک و فامیل پدری می خواستند چند روزی برن شمال بابام نذاشت با اونا برم سوم عید با سکوت تو خونه و حرف نزدن با والدین گذشت فرداش هم که رفتیم اصفهان دلخوشیم این بود که با اون دوربین هی عکس می اندازم و از ناراحتی در می ام اما ولی دوربین هم امان نداد و فقط گذاشت از نیاسر عکس بگیرم شارژر دوربین خراب شده بود و رفتم شارژر خریدم اما بازم دیدم اصلا دوربین روشن نمی شه خلاصه که هی زمین و زمان و لعنت کردم که این دیگه چه جورشه دیدنی های اصفهان را بافسوس و دپرسینگ می دیدم بدتر از اون این بود که با دونفر از فامیل بودیم که سن اونا زیاد بود خلاصه من یکی میون 4 تا پیر و پاتالکه نه حوصله گشتن داشتن و نه...( مثلا ساعت 9 می خوابیدیم فکر کن وای ی ی ی)

بدتر از اونای دیگه گلو درد بود وای این همه بدشانسی پشت هم. گلوی درد میدونین چیه؟ گلو درد یعنی اگه کباب برگ و کوبیده و جوجه و پیتزا خونگی با پنیر فت و فراوون بخوری بازم با اون گلو درد هیچی نمی فهمی و هیچ فایده ای نداره گلو درد یعنی بهترین غذای دنیا رو هم بخوری بازم فایده نداره.

خلاصه از اون اصفهون اومدیم بیرون و اومدیم همدان شانس اوردم که خونه این فامیلمون یه کامپیوتر هست و یه اینترنت.

نوروز 86 را بی فیلم و سریال دارم می گذرونم بی دوربین با گلو درد و بد شانسی و ... بدتر از اون اینه که همه فکر می کنن چون اصفهون بودی و بعدش هم رفتی همدان و کل عید تو مسافرتی خیلی داری خوش می گذرونی در صورتی که اینجور نیست و نبود در پست بعدی سعی می کنم از افسردگی کمتر بگم و از اصفهان بنویسم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 10:14  توسط مجتبی امین محمد  |