تبليغاتX
ghajarboys - سالگرد شریعتی در حسینیه ارشاد

ghajarboys

بحث عدالت را در ظرف مکان اورد که موجب شد بگوید که:

عدالت فقط توزیع نان برابر نیست و نیاز های دیگر بشر هم باید براورده شود

او با مسخره فرض کردن اینکه زنانی که در میدان هفت تیر جمع شده بودند اهداف استکبار جهانی را دنبال می کردند گفت ایا می شود بر اساس ظن و گمان سرکوب کرد؟ سرکوب براساس ظن و گمان شیوه پیامبر و علی نیست من در تاریخ می خوانم که این ابن زیاد بود که براساس ظن و گمان سرکوب می کرد ایا می شود با این فرض که امریکا می خواهد اشوب به پا کند و این حرکتها سرنخش در دست استکبار جهانی است هر مطالبه حق طلبانه ای هر انتقادی هر اعتراضی را سرکوب کرد ؟ طبق ان گمان؟

خوب اگر ان گمان را مبنا بکنیم که هیچ کس حق اعتراض و انتقاد ندارد حق ندارد بگوید بالای چشم صاحبان قدرت ابرو ست.

عدالت پس چیست؟ ایا این است عدالت؟

خوب کارگران ما چه می خواهند؟ شما که مدعی هستید امده اید حقوق محرومان و مستضعفان رابدهید در این جامعه مگر کارگران مستضعف نیستند؟ خوب امده اند مطالبه حقوقشان را بکنند ایا باید انها را سرکوب کرد؟

ایا دانشجوی حق طلبی که اعتراض می کند مطالبات این ملت را بیان می کند ایا این را باید سرکوب کرد؟

من بارها به اقایون اعلام می کنم و الان هم می گم که تمام دانشجویانی که به اتهام و جرم اینکه از بنده حقیر دفاع کردند دفاع از من نبود دفاع از ارمان بود دفاع از حقوق یک ملت بود شما انها را به این جرم محکوم می کنید به زندان می اندازید این کا را نکینید اگر به خاطر دفاع از من است خوب بیایید با خود من این کار ها رابکیند

به ان صورت این اقایان ( مهندس موسوی، یاشار قاجار) را دستگیر کردن ، در خیابان ، ادم ربایی است

بهر حال پروژه دکتر شریعتی یک پروژه خام است و امروز ما نیاز به ان داریم روشنفکری دینی امروز مجددا باید پروژه را زنده کند خطری که نوعی فاشیسم نوعی جنبش کور پوپولیستی و توتالیتر به بهانه و با شعار عدالت و نان بر یک موج سوار بشه و حقوق اساسی را نابود کند

روشنفکر دینی نباید شرمنده باشه که با صدای بلند بگه که من در این جامعه هم از ازادی ها و هم از دموکراسی ها دفاع می کنم .

در اخر که سخنرانی تمام شد معلوم نشد که اغاجری چگونه رفت؟ فاصله ای وجود دارد بین سالن و مکان سخنرانی راهرویی کوچک وقتی اغاجری صحبتش تمام شد منتظر بودیم تا او پایین اید اما مسوول انجا گفت اقای دکتر از ان در خارج شد اما به نظر می رسید که دری در کار نیست

ای علی همیشه فکر می کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متاثرم که اکنون من بر تو مرثیه می خوانم ای علی همراه تو به حج می روم در میان شور و شوق ، در مقابل ابهت و جلال محو می شوم اندامم می لرزد و خدا را از دریچه چشم تو می بینم.

مرثیه شهید دکتر مصطفی چمران برای دکتر علی شریعتی

جایت خالی ست شریعتی گرچه رضا علیجانی گفت که شانس اوردی که زنده نیستی .

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 0:0  توسط مجتبی امین محمد  |