ادم وقتی یه مدتی نمی نویسه و بعد می خواد بنویسه هزاران مطلب در ذهنش می گنجد که بنویسه مثلا دوست داشتم راجع به برداشت غلط از اصل 44 بنویسم که متاسفانه هنوز به درک درستی از خصوصی سازی نرسیدیم این مطلبو می شد از اونجا فهمید که به جای اینکه مسوولان گرامی به خصوصی سازی در ساخت پالایشگاه برای بنزین فکر کنند بازهم به واردات حالا از نوع خصوصیش فکر می کنند یک اشتباه بد.
راستی دیشبم که هم میهن توقیف شد اعتماد ملی یه عکس از قوچانی انداخته به حالت مظلومانه که ادم دلش می سوزد برای این بنده خدا. تا می اد کارش پا بگیره یک هو کله می شود( بغض محمد قوچانی) ( اگر دیدیم کرباسچی به جایی رسید یا سعی کرد به جایی برسد می توانیم پشت گوش خود را مشاهده کنیم )
اقای الهام هم که به سلامتی 5 شغله شدند مبارک همه بتاشد حتی اگر اقای اعلمی نماینده مجلس داد بکشد که مگر قحط الرجال است؟ هم صدای کسی در نمی اید اعلمی گفته این کار خلاف قانون اساسی است و کسیکه این کار را کند مجرم است اقای اعلمی کوتاه بیا مجرم کجا بود؟ بنده خدا خیلی سعی کرد اعتراضات را به گوش هیات رئیسه مجلس بکشاند اما ولی ... زوری که نیست هیات رئیسه خوش نداشت بشنود
گوشه ای از یک مصاحبه تلخ را که در اخرین شماره هم میهن منتشر شد را اینجا نوشتم شما بخوانید و ربطیتش را هم با مطلب بالا خودتان متوجه خواهید شد. این مصاحبه با یک پسر جوان است قبل از به دار اویختن به صورت علنی است.
چند سال داری؟
21
پدرت چه شغلی دارد؟
تکدی گری می کند
چقدر درس خواندی؟
دیپلم ریاضی دارم. دانشگاه قبول شدم ولی انصراف دادم
چرا؟
باید کار می کردم تا به خانواده کمک کنم
قصد ازدواج نداشتی؟
دوست داشتم زن بگیرم ولی هیچ دختری به من علاقمند نمی شد
با هیچ دختری رابطه دوستی هم نداشتی؟
هیچ وقت. انها حاضر نمی شدند به پیشنهاد دوستی من جواب مثبت بدهند
چرا؟
من زشت بودم انها به محض دیدن من مرا مسخره می کردند مدتی بود که از هر چی دختر بود متنفر شده بودم همین نفرت باعث شد که این کار را بکنم
از چه موقعی این فکر سیاه به ذهنت رسید؟
از وقتی که یک سی دی مبتذل خریدم و بعد از ان ذهنم اشفته شد و دست اخر تسلیم این فکر شیطانی شدم.
اعتقاداتت ضعیف بود؟
نه خانواده خوب و مومنی داشتم و فکر نمی کردم با توجه به مطالعاتی که در این زمینه داشتم و فعالیت هایم روزی به این سرنوشت سیاه مبتلا شوم
در مورد حکم اعدام چه فکر می کنی؟
بعد از دستگیری فهمیده ام که چه کاری کردم در زندان به گذشته فکر کردم و از کارهایی که کردم پشیمانم. یاد التماس زنانی می افتم که به من التماس می کردند و من بدون توجه به انها تجاوز می کردم. حالا فکر می کنم که خودم هم خواهر و مادر دارم و اگر کسی این کار را با انها می کرد حقش است که اعدام بشود به همین خاطر اعدام حق من است
حرف اخر؟
ای کاش همه جوانان در هر کاری که می کنند وجدانشان اگاه باشد.
