گاهی اوقات به این فکر می کنم که این جمعیت عظیم جوان که 20 الی 30 میلیون است در 40 الی 50 سال اینده چگونه می خواهد دوران بازنشستگی و پیری خود را گذران کند فکر اینکه این جمعیت جوان روزی پیر خواهند شد و باید فرزندان ما با ان جمعیت کمشان برای ما و کشور کار کنند کمی عذاب اور است.
فی الواقع برای کشوری که جمعیت پیرش از جمعیت جوانش بیشتر است باید گریست البته نه اینکه مقصر ما هستیم که باید فرزندان بیشتری را بوجود بیاوریم مقصر اصلی پدربزرگ ها و مادر بزرگ هایمان هستند که فرزندانی بیش از 2 تا را اوردند و شاید ایراد اصلی ان باشد که نظام مدیریتی سالمی برای رشد جمعیت وجود نداشت.
پیرزنی است که در کنار تره بار کمی سبزی خوردن می خرد و یک زیر انداز می اندازد و رویش می نشیند و سبزی اش را پاک می کند و به مردم می گوید سبزی پاک کرده مرا کیلیویی 200 بخرید.
خیلی پیر است اما کم درامدی و بی پولی با این پیرزن چه کرده که چاره ای ندارد جز اینکه در سن 75 الی 80 سالگی بایستی کار کند و سبزی پاک کند.
خدا به من و توی جوان رحم کند که روزی من و تو هم به این سرنوشت که هیچ به این بدتر هم می رسیم
