تبليغاتX
ghajarboys - مافیا از جنس دگر

ghajarboys

خاطرات رمضان:

دو سال پیش  بود که تعریف یک روحانی را در مسجد محل شنیدم می گفتند متفاوت است و این وری صحبت می کند کنجکاو شدم و رفتم و شنیدم و حس کردم که واقعا متفاوت می گوید و سری از سرها جدا دارد کم کم علاقه ام بیشتر شد و هر روز بعد از افطاری مسجد برو شده بودم از کتاب تحف العقول زیاد حرف می زد و بعضی از خطبه های نهج البلاغه را می خواند که با زمانه ی ما  می خواند و انتقاد از حکومتش را همگان درک می کردند انها که برایشان قابل هضم بود که بود و انها که نبود ...

یادم نمی اید دقیقا ان روزها صحبت چه بود فقط یادم است که صحبت از کتابی از یکی از ائمه بود که سروش به ان تاخته بود و گفته بود چنین کتابی جعلی است چون این کتاب امام محور است و خدا جایی ندارد من از این اقاهه پرسیدم جریان را و او تاییدی کرد بر دگر اندیشان و گفتم شما هم با اینها هستید؟ گفت بله ما با اونا هستیم.

متعجب بودم ان زمان،  که مگر اخوندی هم پیدا می شود که چنین باشد و در عوام مردم به این راحتی بتازد بر انچه که دیگران می ترسند بتازند؟  سخنرانی کند؟ کدیور و دیگر اخوند هایی که به سیاسی بودن شهرت دارند را دیده بودم اما این اقا که جوان هم می امد نه سیاسی بود و نه اسم و رسم دار اما ولی حرف حق را با انتقاد هایش می گفت.

ده شب گذشت و شب بعد نیامد پرس و جو کردم که کجاست و گفتند که دیگر نمی اید. نفوذی ام،  در هیات امنا مسجد گفت زیر ابش را زدند و گفتند که دیگر نیا چون که برای ما مسئولیت داره

ناراحت بودم اخه مسجد ما از اونا نیست که بسیجی داشته باشد و قدرت در ید سنتی ها باشد انجا نه شعاری داده می شود و نه پیرمرد هایش حزب اللهی هستند اما به خاطر موقعیت استراتژیکی مسجد حدس این عمل زیادم سخت نبود.

هر جا هست هر جا تفکری است از انتقاد هر جا ادمهایی از جنس روحانیت که انتقاد را بر مهر تاییدی ترجیح می دهند هر جا چراغی روشن است

خدا چراغ را روشن نگه دارد تا به اخر

هادی قابل را ازاد کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 14:18  توسط مجتبی امین محمد  |