تبليغاتX
ghajarboys - باران خلاف نيست

ghajarboys


هر چيزي را با هر چيزي نبايد قياس كرد. به يكي گفتند شرع از عرش امده فكر كرد هر چيزي از سر و ته خودش امده رفت دو تا فرش خريد و انداخت توي خانه اش. فكر كرد شرف هم از فرش امده.

آمده ها! شرف هم از فرش امده. اما نه ان فرشي كه من و تو فكر مي كنيم. فرش يك چيزي است كه پهن مي كنند. همه جا گير است. فرش خانه همه كف خانه را مي گيرد، عين فطرت كه همه جاي وجود انسان را مي گيرد. شرف از اين فرش فطرت امده. از ان فرش خانه هم شرف مي ايد، شرفي كه به درد همان صاحبش مي خورد.


 

متن بالا برداشتي از كتاب  باران خلاف نيست بود كه كورش علياني ان را نوشته و همانطور كه خودش نوشته اين يادداشت ها اداي ديني است به حاج اسماعيل دولابي كه زماني خيلي ها را اسير محبت خود كرده بود. حرف هاي حاج اسماعيل نيست اما خواندني است و رنگ او را دارد.

حاج اسماعيل بازمانده ي نسلي از ادم هاي مذهبي اهل معنا بود. همه را به اسان گيري، گذشت و اطمينان به رحمت خدا دعوت مي كرد. مردي با چهره ي گندمي، موهاي كوتاه، شب كلاه مشكي و انگشتر عقيق و فيروزه، كه گنجينه اي از حرف هاي دل نشين، اميد افرين و زيبا بود.

 

سومين روز از ماه محرم است و فكر مي كنم از بهترين كارها خواندن كتاب است و اين خواندن هاست كه ادمي را هوشيار مي كند كتاب نامبرده جزو كتاب هايي است كه اميد افرين و مثبت انديش مذهبي است و دين را با نمايشي ديگر براي ادمي زنده مي كند.

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 12:25  توسط مجتبی امین محمد  |