تبليغاتX
ghajarboys - اون روزا ما دلي داشتیم

ghajarboys

اون روزا ما  دلي داشتيم  واسه بردن جوني داشتيم

يادش به خير،  وقتي دهه فجر مي شد تو مدرسه گروه سرود و تئاتر و اينا حسابي سرمون گرم مي شد توي اين ده روز خيلي حال مي كرديم تيم فوتبال داشتيم و تو مسابقات بازي مي كرديم يه روز نامه ديواري هم گروهمون داشت كه تا اخر دهه فجر بايد كارمون رو مي كرديم مي رفتيم خونه يكي از بچه ها و كار ها رو دنبال مي كرديم يادش به خير چقدر شور و هيجان و اميد و زندگي بود به چيزي كه نمي دونستيم

يادش به خير روزگار خوشي بود

اون زمونا وقتي دبستاني بودم كلي هيجان بود تو دهه فجر

دوره راهنمايي شد و بازم تئاتر تو مدرسه و بازم مسابقات فوتبال اخ كه چقدر حال مي داد دعا دعا مي كرديم زودتر دهه فجر برسه تا زندگي متفاوتي رو حس كنيم، يادش به خير تلويزيون چقدر كارتون نشون مي داد خيلي حال مي داد وقتي تموم اين ده روز ر از هيجان و شور و عشق بود

دبيرستان شد و از شدت شور و عشق كم شد سردتر كار مي كرديم ديگه تو امورات دهه فجر نبودم توي دبيرستان فقط به فوتبال قناعت كرديم و بس

و حالا بعد از ان سالها ديگر نه شوري ماند و نه عشقي

خاكستري از خاطره ها ماند و كلي جر وبحث با اين و اون كه نتيجه مهمه يا هدف؟ نتيجه بالاخره قراره كي حاصل بشه؟ يا بودن در اون زمان ( انقلاب) تصميم ها رو جهت دار مي كنه ؟

كلي سوال بي جواب مانده و هيچ كس نمي تواند پاسخ دهد.  اما مهم اينه كه وقتي زمان پيش مي ره نمايش ها رنگي تر ميشه و اون وقته كه قضاوت راحتره

 دوستي مي گفت حنيف نژاد و مجاهدين راستين قبل از انقلاب ( و كلا نيروهاي انقلابي ) كارشان درست بود دوستي ديگر به او گفت نه انها اشتباه كردند چون نتيجه حاضر چيز ديگري است كه با هدف در ذهن شان تفاوت زيادي دارد و من گفتم كه نه نمي توان گفت همه ادمهاي ان سالها،  اشتباه كرده اند  اما شايد اگر انها زنده بودند اينچنين نمي شد ،  ادامه راه وقتي كه انها راننده نيستند نبايد تقصير گرفت كه چرا ادامه راه گلي است و چرا اسفالت نيست

 تضمين حال بود و نه اينده

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 18:4  توسط مجتبی امین محمد  |