امروز با يه فرانسوي قرار گذاشته بوديم ببريمش يه كارخونه رنگرزي چاپ و تكميل پارچه، كه اين كارخونه طرفاي قلعه حسن خان( غرب تهران جاده كرج) بود بعد وقتي توي اين محله هاي داغون و زاغارت مي رفتيم وقتي توي اين چال و چوله هاي پر از اب باران ديشب و گل بازار سطح خيابان مي رفتيم وقتي ماشين هي كج و معوج مي شد و با اون دست اندازهاي بيست سانتي بلكم بيشتر و با اون اسفالت زمان ما قبل تاريخش پاك ابروي ما رو پيش اين مهندس فرانسوي كه مدير فروش دستگاه هاي نساجي يك شركت فرانشوي بود برده بود.
اصلا قيافه اي داشت اونورا، ديوار هاي گل و خشتي اسفالت خيابان داغون مثلا فكر مي كردي داري از تو درياچه رد مي شي هيچي ما كه توي ماشين نشسته بوديم از اينكه اينجا حومه تهران پايتخت ايران قدرت اول خاورميانه و ... است حسابي خجالت كشيديم.
خلاصه كنم رفتيم تو كارخونه ، درسته كه دستگاه ها و ماشين هاي نساجي كمي قديمي است اما خوب مدير كارخونه مي گفت كه وقتي يك قطعه يا يك جاش لنگ مي زنه و خراب ميشه ما همون قطعه رو درست مي كنيم و از نو نمي خريم يه ابتكار هايي هم از خودشون رديف كرده بودند كه خوب بود.
اما خوب جاي شكرش باقي بود كه اين دوست فرانسوي ما يه تحسيني كرد كه ته دلمون رو خنك كرد و توي ضايعگي نگذاشت
خودش فكر نمي كرد كه اين كارخونه همچيني كارش درست باشه، فرانسويه هم تا حدودي مدير كارخونه رو راضي كرد كه يه مدل از دستگاه هاي خودشون رو به اينها بفروشند
اين دوست ما اقاي باس هم امشب پرواز كرد و رفت خيلي بامزه انگليسي حرف مي زد انگليسي با لهجه فرانسوي
ازش پرسيدم كه ساركوزي رو دوست داري؟ سرشو كامل به علامت نه تكون داد و گفت نه ( البته منم زياد انگليش بلد نيستم اما خوب دست و پا شكسته يه چيزايي مي گفتم) بهش گفتم چرا اين چرايي كه گفتم تا حدودي جوابش برام معلوم بود مي شد حس كرد كه از نظر يك مهندس بازرگان مدير فروش يك كارخانه عظيم در فرانسه مسائل اقتصادي كشورش از هر چيز ديگه اي مهم تره و صد در صد اون به وضع اقتصادي كشورش اعتراض داره حدسم درست بود و يه توضيحاتي داد بلافاصله پرسيد تو چي؟( حالا فكرشو بكن كه اون موقع من ريش داشتم البته بدون سبيل ( چه شود ( كش دار بخون اون شود رو))) گفتم نه ما هم رضايتي از رئيس جمهورمون نداريم ( البته يه چيزاي ديگه گفتم كه خود سانسوري واجبه) ازش راجع به شخصيت ساركوزي پرسيدم گفتم ايا او جنتلمن هست؟ با نظر من موافقي كه ساركوزي ادم چيپي است؟ اونم گفت اره دقيقا ساركوزي اصلا جنتلمن نيست و ادم چيپي هم هست ( به نظر مياد كه فرانسوي ها از اينكه ساركوزي با امريكا مي پره زياد رضايت ندارند) بهش گفتم كه چرا ساركوزي يه زن مدل گرفت؟ اونم گفت just pretty
اون فقط يه مدل گرفته يه زن چيپ تر از خودش مسخره است
يه چيزاي ديگه ام گفت راجع به مقايسه هاي ساركوزي و... كه بازم خود سانسوري مي كنم و از حضور شما معذرت مي خواهم
راجع به شيراك گفتيم و گفت كه بله شيراك خيلي فرق داشت يه ابهتي داشت يه كلاسي داشت واسه خودش. و از زيدان پرسيدم و اونم گفت همچنان زيدان در فرانسه محبوبترين است و گفت اينجا هم مردم خيلي فوتبالي هستند منم گفتم بلههههههههههههه
مهندس باس يه مرد ميانسال با موهاي سفيد و كمي با چهره دلنشين و ارومش ادم جالبي بود يه ظرف ميوه جلوي هركدوم ما بود كه يه نارنگي بزرگ و يه خيار قلمي توپ همه ما خورديم و ايشون اصلا نخورد دستم نزد فقط نصف نسكافه اش رو خورد گرم صحبت و كارند اينا بابا ااااااااا
سرتون و درد اوردم شايد از اين به بعد اينجا رو بيشتر از روزانه خودم پر كنم البته شايد سعي مي كنم كمترش كنم البته سعي مي كنم
