تبليغاتX
ghajarboys - ماهی قرمز و کشتن

ghajarboys

وقتی مرغ ماهی خوار

لب رودخونه واسه ماهی قرمز

قصه از عشق می گه <<عشق ! هه !>>

 

وقتی گرگ ، واسه بلعیدن میش

بهش می گه دوستت دارم

وقتی هر ناکس پستی

برای تصاحب هرکی که خواست

می تونه با کلاشی ، بهش بگه عاشقتم

وقتی که پیر سگ لنگ

واسه دندون زدن گوشت تن یه دختر چادر زری

ملک مهرش می کنه

با یه کوه پول ، سحرش می کنه

وقتی که بهش می گه دوستت دارم

 

وقتی مثل سنت صد سال پیش

هنوزم مرد و زنی واسه اولین دفعه

تو حجله می بینن همو

وقتی که خان باجی ها

واسه کاکل سری شون توی فرنگ

عروسو ، پست پیشتاز می کنن

 

دیگه از عاشقی ام بدم می اد

دیگه از شنیدن و گفتن این جمله ها چندشم می شه

 

( وقتی واسه تنفس شرق می گن عوض کن مدیر مسولو

وقتی بین این همه مجله نامه اونی باشه که ارزش خریدن داره

وقتی که بازم یک کاریکاتور مسئله ساز می شه

می مونی تو دو راهی که اون مصاحبه مطبوعاتی چی بود؟

اونجا که گفت نقد دولت بی سابقه س

اونجا که گفت دولت از مطبوعات حمایت می کنه

چشاتو باز می کنی

شک می کنی ، مهرورزی اینه؟

وقتی فاطمه جای الهام باشه سخنگو

اینا دیگه تعجبی نداره)

این شعر منهای اون پرانتز اخرش از دکتر شاهکار بینش پژوه است که به علاوه ی اون پرانتزی که از خودم نوشتم خواستم مرحمی زده باشم برای نبود شرق و نامه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 23:48  توسط مجتبی امین محمد  |