مورخان قدیم از ساختن چنین سدی نگفته اند اما با در نظر گرفتن بازمانده سدی که هم اکنون اطلالش در معبر داریال موجود است و شهادت کتب ارمنی که این ناحیه را ( بهاک کورائی) و (کابان کورائی) می گویند و به معنی گذرگاه و یا دره کوروش است شکی نمی ماند که کوروش به سمت شمال غربی ایران رفته و از نواحی ای که امروز بنام دربند و معبر داریال معروف است گذشته و در انجا سدی بنا کرده تا مانع هجوم سکاها بشود و به همین جهت دره مذبور بنام دره کوروش نامیده شده است
سد یاجوج و ماجوج و مکان ان:
در سرزمین میان دریای خزر و دریای سیاه سلسله کوه های قفقاز به صورت دیواری راه های میان شمال و جنوب را مسدود ساخته است مگر یک راه که باز گذاشته و ان تنگه ای است که در میان سلسله کوه ها واقع شده و شمال و جنوب را به هم متصل می سازد و این تنگه در عصر حاضر تنگه داریال نامیده می شود و در نقشه های موجود میان ولادی کیوکز و تفلیس نشان داده می شود در همانجا که تاکنون دیوار اهنین باستان موجود است و شک نیست که این دیوار همان سدی است که کوروش بنا کرده زیرا اوصافی که قران بیان کرده درباره سد ذوالقرنین کاملا بر ان منطبق است و همان طور که قران تذکر داده لواح اهنین در ساختمان ان بکار رفته و مس گداخته برای بستن مفاصل و رخنه های ان استعمال شده و در میان دو دیوار کوهستانی بنا شده است
یکی از مدارک مهم نوشته های ارمنی است در اثار باستانی ارمنی این دیوار بهاک کورائی نامیده شده است معنی این کلمه تنگه کوروش یا معبر کوروش است علاوه بر این گواه گواه دوم زبان مردم گرجستان یعنی قفقاز است زیرا این تنگه در زبان گرجی از روزگارهای قدیم درب اهنین نامیده می شده و ترک ها ان را در زبان خود دامرکپو ترجمه کرده اند
از مورخین قدیم نخستین کسی که از این سد نام برده جهانگرد معروف یهودی یوسف است که در قرن اول میلادی می زیسته و پس از او پروکوپیوس مورخ معروف در قرن ششم میلادی انجا را دیدن کرده است
به سراغ قران می رویم و داستان را از انجا دنبال می کنیم. سوره کهف:
ایه 83 _ و از تو درباره ذوالقرنین می پرسند بگو: بزودی بخشی از سرگذشت او را برای شما بازگو خواهم کرد 84_ ما به او در روی زمین ، قدرت و حکومت دادیم واسباب هر چیز را در اختیارش گذاشتیم 85_ و از این اسباب پیروی ( واستفاده) کرد 86_ تا به غروبگاه افتاب رسید ( در انجا) احساس کرد ( و در نظرش مجسم شد) که خورشید در چشمه تیره و گل الودی فرو می رود و در انجا قومی را یافت گفتیم: ای ذوالقرنین ایا می خواهی انان را مجازات کنی و یا روش نیکویی در مورد انها انتخاب نمائی؟
87_ گفت : اما کسی را که ستم کرده است مجازات خواهیم کرد سپس به سوی پروردگارش باز می گردد و خدا او را مجازات شدیدی خواهد کرد 88_ و اما کسی که ایمان اورد و عمل صالح انجام دهد پاداشی نیکوتر خواهد داشت و ما دستور اسانی به او خواهیم داد 89_ سپس بار دیگر از اسبابی که در اختیار داشت بهره گرفت 90_ تا به خواستگاه خورشید رسید در انجا دید خورشید بر جمعیتی طلوع می کند که در برابر تابش افتاب پوششی برای انها قرار نداده بودیم 91_ اینچنین بود کار ذوالقرنین و ما به خوبی از امکاناتی که در نزد او بود اگاه بودیم 92_ از اسباب مهمی که در اختیار داشت استفاده کرد
۹۳ـ و همچنان به راه خود ادامه داد تا به میان دو کوه رسید و در کنار ان دو قومی را یافت که هیچ سخنی را نمی فهمیدند ( زبانشان مخصوص خودشان بود
94_ به او گفتند : ای ذوالقرنین یاجوج و ماجوج در این سرزمین فساد می کنند ایا ممکن است ما هزینه ای برای تو قرار دهیم که میان ما و انها سدی ایجاد کنی؟ 95_ ذوالقرنین گفت : انچه پروردگارم در اختیار من گذارده بهتر است مرا با نیرویی یاری دهید تا میان شما و انها سدی محکم قرار دهم 96_ قطعات بزرگ اهن برایم بیاورید و انها را روی هم بچینید تا وقتی که کاملا میان دو کوه را پوشانید گفت در اطراف ان اتش بیفروزید و در ان بدمید تا قطعات اهن را سرخ و گداخته کرد گفت اکنون مس مذاب برایم بیاورید تا بر روی ان بریزم 97_ سرانجام چنان سدی نیرومندی ساخت که انها ( طایفه یاجوج و ماجوج ) قادر نبودند از ان بالا روند و نمی توانستند نقبی در ان ایجاد کنند
98_ گفت: این از رحمت پروردگار من است اما هنگامی که وعده پروردگارم فرا رسد ان را در هم می کوبد و وعده پروردگارم حق است
اینها ایاتی بود از سوره کهف که در مورد ذوالقرنین این معبود دوست داشتنی خدا نوشته شده بود خواجه عبد الله انصاری هم در کتابی داستان ان قومی که پذیرای ذوالقرنین بود را مفصلا توضیح می دهد و در پاورقی متن این گونه می نویسد
برخی از مفسران و دانشمندان ذوالقرنین را با دلائل موجهی با کوروش کبیر پادشاه هخامنشی یکی می دانند از جمله مرحوم مولانا در کتابی که تالیف و به فارسی ترجمه شده دلائل ان را ذکر نموده است
به غیر از این نوشته کتاب انصاری مورخان دیگری در مورد ذوالقرنین نظر داده اند که نظر انها در مورد اسکندر مقدونی بوده است مورخ و ادیب و فقیه بزرگ اسلام محمد بن الطبری در کتاب جامع البیان فی التفسیر القران بلعمی در ترجه تاریخ طبری در مناسبت ذکر احوال اسکندر احتمال ااینکه ذوالقرنین همان اسکندر است را شرح و تفصیل می کند و همچنین ابو ریحان محمد بن احمد بیرونی خوارزمی عالم و ریاضی دان بزرگ در کتابی به نام الاثار الباقیه دارد که در این کتاب هم او ذوالقرنین را اسکندر می داند
روایت های گونه گونی وجود دارد که ذوالقرنین ایا کوروش است یا اسکندر اما هیچ کدام با قاطعیتی خاص و با مدارک موجهو مستدل نیست از اینکه زیادی عربی بازی شد و از لغات عربی استفاده شد پوزش مرا بپذیرید چاره ای نبود
منابع : کتاب کوروش کبیر در قران مجید و عهد عتیق ،خلاصه تفسیر ادبی و عرفانی قران مجید اثر خواجه عبد الله انصاری جلد دوم
چرا اسکندر را ذوالقرنین گویند؟
اسکندر مردی سفاک بوده بنابراین نمی تواند ذوالقرنین باشد
