وقتی همینجوری داشتم کانال گردونی می کردم دیدم که سینما ماورائ شبکه چهار دارد فیلمی نشان می دهد همینجوری نشستم و چند دقیقه از فیلم و دیدم وقتی خوشم اومد نشستم تا اخرش و هم دیدم نقد و بررسی فیلم هم جالب بود چون فیلم و نصف و نیمه دیده بودم و از اول ندیده بودم بنابراین نقد و بررسی رو هم نشستم دیدم البته نیمه اول رئال و بارسا رو زا دست دادم ولی می ارزید
فیلم بمان
stay فیلمی درباره یک روانی روانپریش است که می خواهد دست به خودکشی بزند و این وسط دکتر سام فاستر می خواهد او را از این عمل نهی کند در قسمتی از فیلم وقتی روانپزشک یعنی دکتر فاستر دست مریض خود هنری لتام را می بیند و جای سوختگی ها را می بیند می گوید چرا اینجوری شده و هنری می گوید دارم خودم را اماده اتش جهنم می کنم جای سوختگی سیگار است دکتر فاستر می گوید چرا فکر می کنی جهنمی هستی؟ و هنری در جواب می گوید بخاطر کارهایی که کردم و می کنمدر سکانسی دیگر دکتر فاستر شرایط بیمارش را برای نامزدش مطرح می کند و از اینکه می خواهد در بیستو یک سالگی خودکشی کند و او نمی تواند کاری کند ناراحت است لایلا نامزد دکتر می گوید به او بگو حیف زیبایی هاست که ترکش کنیم
این جمله حیفه زیبایی هاست که ترکش کنیم برای انهایی که می خواهند خودکشی کنند خیلی جمله خوب و جالبی است
هنری لتام دانشجوی رشته نقاشی تحت تاثیر یک نقاش دیگر در صد سال پیش بنام کریستال لوور قرار می گیرد کسیکه در 18 سالگی تصمیم گرفته بوده که در 21 سالگی نقاشی های خود را اتش بزند و خود را بکشد.
کل محور فیلم در حول و حوش خودکشی این دانشجوی نقاش قرار دارد و تقابل های دکتر فاستر با او . بمان و خودکشی نکن ( در صحنه ای وقتی به خانه هنری می روند می بینند که در روی دیوار او ریز و کوچک نوشته شده
for give meنقطه عطف هر خودکشی ای ناامیدی است در فیلم بمان ناامیدی هنری را به تصویر می کشد و اینگونه می فهماند که نا امیدی نقطه اضمحلال است نا امیدی از بخشایش خدا . هنری فاستر که به قول خودش پدر و مادرش را کشته و از رحمت خداوند ناامید است می خواهد خود را بکشد .
در صحنه ای دکتر به هنری می گوید که من حقیقت را می دانم و تو؟ بعد از ان خود دکتر هم متوجه می شود که مرزهای بین حقیقت و وهم و خیال را متوجه نمی شود او که بیمار خود را به اوهام نسبت می داد حال خود در اوهام بود ( در صحنه ای سراغ مادر هنری می رود که بعدها متوجه می شود او مرده است)
فیلم بمان را شاید بتوان گفت که هیچکس جز عوامل فیلم نمی توانند بفهمد مرزهای بین واقعیت ، رویا ، وهم ، خیال و هذیان چالش بین واقعیت و خیال را بر می انگیزد
در اخر فیلم متوجه می شویم که اسیر یک فکر هالیوودی بودیم و به ما رکب زده شده و در پایان می فهمیم که خود کشی در کار نبوده و هنری فاستر در اثر یک تصادف در پل بروکلین مصدوم شده از قضا دکتر سام فاستر ( این نقش را ایوان مک گریگور بازی کرد) و لالیا هم یک پرستار است سعی می کنند از خونریزی او جلوگیری کنند در ان صحنه همه کسانی که در فیلم می شناختیم هیچ رابطه ای با هم ندارند نه دکتر فاستر هنری لتام را می شناسد نه نامزدش را . نه نامزدش نقاش بوده و یک بیمار قدیمی فاستر ( بازیگری این نقش به عهده نومی واتس بود)
هیچکدام نبوده و ما اسیر یک بازی و یک فکر شده بودیم حالا بقول منقد این فیلم، در اولین سکانس که تصادف را نشان می دهد و بعد وارد یک زندگی و یک دنیای دیگر می شود و بعد در اخر فیلم به همان تصادف می رسیم احتمالا کارگردان ما را به عالم برزخ برده و عالم برزخ هنری لتام را به ما نشان داده
از ذکر این نکته نباید غافل شد که فیلمبرداری و دکور مدرن این فیلم به همراه جلوه های ویژه تصویری از مواردی بود که اگر قصه را هم ندانی کافیست تا فیلم را نگاه کنی و لذت ببری
اگر حوصله داشتید حتما این فیلم را ببینید خیلی با مزه با ادم بازی می کنه
Ryan Gosling