معنی اش این است که همه باید از شما بترسند . مافیا این مفهوم را به خوبی درک می کند اگر شما یک عامل مافیا هستید ، برای شما کافی نیست که هر چه می گویید مردم گوش بدهند ، بلکه باید از شما هم بترسند . به طوری که اگر یک مغازه دار سهم امنیت خود را نپردازد ، شما فورا نمی روید پول را از او بگیرید بلکه چنان درسی به او می دهید که هر کسی دیگری حساب کار خود را بکند . واین همان اصل ایجاد وجهه است . حال اگر به دنبال دلایل رسمی بمباران صربستان در سال 1999 هستید ، بدانید که دلیلش همین ایجاد وجهه بوده است . انها خود نامش را وجهه ناتو گذاشته اند اما در واقع ، نام ان وجهه امریکایی است.
منظورم این است که مردم باید بدانند که رییس شمایید ، وگرنه پوزه شان خرد خواهد شد . اکنون بگذارید سری به ایران بزنیم .
ایران در سال 1953 کوشید تا اختیار و نظارت منابع خود را در دست بگیرد . اما کارش به کودتا کشید . شاه شریک وفاداری برای امریکا بود و امریکا او را دوست می داشت . یک پژوهشی درباره نقض حقوق بشر در ایران از سوی یک خبرنگار نیویورک تایمز به چاپ رسید . اگر شما نگاهی به این گزارش بکنید ، در ان می خوانید دولت امریکا براین اعتقاد است که از سال 1903 تا 1979 در ایران هیچ مورد نقض حقوق بشر دیده نشده است . کارتر که به سال 1978 به ایران رفت ، به شاه گفت که سخت تحت تاثیر مهربانی و علاقه ایرانیان به خود او قرار گرفته است .
منظورم این است که ایران تا زمانی خوب و نازنین بود که هماهنگ با خواسته های امریکا راه می پیمود . اما در سال 1979 ایران از خط قرمز ها گذشت . سرپیچاند و مستقل شد . و از این جا بود که می بایست تنبه شود . حتی اگر اصلاح طلبان موفق شوند و بخواهند ایران را دوباره وارد ان نظام کنند ، احتمالا از انها ممانعت خواهد شد . زیرا امریکا می خواهد درسی به ایران بدهد که دیگر مردم خاور میانه حساب کار خود را بکنند ، و بدانند که نباید از این کارها کرد . شما خط قرمز را نمی شکنید و از دستور های ارباب سرپیچی نمی کنید و این است ان وجهه ، و من فکر می کنم که بسیاری از سیاست ها در پرتو این مساله معین می شوند . توضیح این امر در زمینه های دیگر اسان نیست . برای نمونه این مساله در زمینه اقتصادی اثر شدید ضد تولیدی دارد.