یکشنبه شب 14 ابان فیلمی جالب در سینما ماورائ پخش شد( که جا دارد تا تشکر کنیم) که ذهن منو خیلی به خودش مشغول کرد و تصمیم گرفتم که یه نکاتی رو در مورد این فیلم بنویسم
فیلم سرزمین مجازات محصول کشورهای امریکا ایتالیا و المان در سال 2001 یاداورزندگی مذهبی تگزاسی دهه 70 بود این فیلم که از طرف اول شخص حالت روایتی داشت و از گذشته اش برای یک افسر
FBI تعریف می کندفیلم از زندگی یک پدر تنها با دو فرزندی که یکی از دیگری سه سال بزرگتر است صحبت می کند . پدر از اعتقاداتی عجیب حرف می زند یکی از فرزندانش به نام ادام که پسر کوچکتر است باور می کند و پسر بزرگتر که ماجرا را تعریف می کند هیچ باوری را نسبت به گفته های پدر ندارد
پدر می گوید ما از طرف خدا فرشتگانی هستیم و به من الهام می شود که اهریمنان و شیطان ها را از بین ببریم و شما دو پسر باید کمک کنید تا اهریمن هایی که گناه می کنند و در لباس انسان هستند را نابود بکنیم . پسر می گوید یعنی ادم ها را باید بکشیم پدر می گوید نه باید اهریمن ها را نابود کنیم پدر می گفت وقتی دست می زنم می فهمم که انها گنه کارند در صورتی که خدا میسر کرده که انسان گناه های انسان های دیگر را نبیند
بعد از این شرح که پدر به پسرانش می دهد پدر بهمراهی دو پسرش ( البته پسر بزرگتر با اکراه با او همراهی می کند) تعدادی ادم می کشند به این ادعا که انها اهریمن هستند و ما از طرف خدا انها را نابود می کنیم
خلاصه ماجرا همان بنیادگری مذهبی است
در ابتدا وقتی این ایده را از فیلم گرفتم بلافاصله یاد جمله های بن لادن و ایمن الظواهری افتادم که انها هم معتدند که طبق دینشان وظیفه دارند تا شیاطین که همون امریکایی ها باشند را بایستی از بین برد
ولی وقتی به جمله پدر بیشتر دقت کردم که ما از طرف خدا هستیم و ماموریم تا اهریمن ها را نابود کنیم یاد جورج دبلیو بوش افتادم انجا که می خواست به عراق حمله کند و گفت که من از طرف خدا الهام گرفتم که ....
خیلی جالب بود که کارگردان فاکستون( اگر نامش را اشتباه نکرده باشم ) بازیگری نقش پدر را بازی می کرد
در اخر فیلم پسری که برای افسر
FBI ماجرای خانواده را تعریف می کرد افسر مربوطه را برد تا قبر های کشته شدگان را نشان دهد بعد به پلیس گفت که قاتل مادرت را می شناسم پلیس گفت کیه؟ بعد پلیس ررا گرفت و خفه می کرد گفت خودتی و پلیس طی خفه شدنش گفت از کجا فهمیدی ؟در سکانس اخر وقتی از طرف پلیس ایالتی به پلیس شهر سر می زنند کارگردان تماشگر را مبهوت می کند و پلیس شهر همان پسری بود که دیشب پلیس فدرال را کشت
نکته جالب اینکه کارگردان هیچ سعی نکرد که ایده بنیادگری را که امروز امریکا و انگلیس با ان مبارزه می کنند را تقبیح کند کارگردان هیچ سعی که نکرد هیچ دفاع هم می کرد در فیلمی که پسر رجوع کرده بود تا با افسر پلیس فدرال حرف بزند پهره پسر در فیلم مخدوش بود و این نمایانگر ان بود پسر کارش مقدس است
امروزه بنیادگری از سالیان قبل بیشتر شده بنیادگری نه در اسلام بلکه در تمامی ادیان ریشه دوانیده و مبدل شده به تروریسم
نکته اخری که در ایران خودمان به نظرم امد قتل های محفلی کرمان بود انها هم خیال می کردند از جانب خدا ملهم شده اند و باید مفسدان را بکشند استخاره می کرد و می کشت
همه جا هست
